انفاق

downloadدست دهنده

انفاق چیست؟

دیگر از اوصاف مؤمنین با تقوی این است که از آنچه به آنها روزی داده ایم و عطا و بخشش نموده ایم دیگران را برخوردار می نمایند .روزی چیزی را گویند که انسان در حیات و زندگانی خود از آن منتفع گردد(از آن فایده و سود ببرد) این است که در عُرف گویند خداوند به فلانی مال و اولاد و علم روزی کرده و مقصود از انفاق هر چیزی است که به وی عطا شده . .

در مجمع البیان راجع به بیان آیه چند وجه گفته :

۱-مقصود از انفاق زکات مفروضه است

۲-نفقه دادن مرد است به اهل وعیال خود زیرا که آیه پیش در حکم زکات نازل شده

۳-توسعه در نفقه است

۴-از آنچه به آنها تعلیم نموده ایم و آنهارا دانا گردانیده ایم به دیگران می آموزند. (روایت از حضرت امام صادق علیه السلام )

۵-بهتر آن است که حمل نمائیم آیه را بر عموم انفاق زیرا که حقیقت رزق شامل می گردد آنچه را که انسان بدون موانع خارجی بتواند از آن منتفع گردد و این آیه دلالت دارد که حرام رزق نیست زیرا که خداوند در مقام مدح و تعریف انفاق کنندگان است و کسی که از مال حرام انفاق می نماید  چگونه مستحق اجر و ثواب می باشد.

و در نظر قاصر بهترین اقوال این است که مقصود از رزق کلیه نعمتهایی است که خداوند به بشر انعام و بخشش نموده و بالاترین همه نعمتهای الهی افاضه نور علم و حکمت است که از اشراق فیض ازلی صادر گشته و قلب تاریک بشر را جلاء داده.

و مقصود از انفاق این است که از آنچه خداوند به او عنایت نموده دیگران را منتفع نماید و همانطوری که بدن رزق دارد و روزی او مواد طبیعی است که بایستی دم بدم به وی برسد و اگر چند روزی غذا به او نرسد می میرد، روح و دل آدمی نیز محتاج به غذای روحانی است که از مبدء فیاض به قلب افاضه می گردد و همان و طوری که بهترین رزقها نسبت به انسان همان افاضه علوم و حکمت است بهترین انفاقات او نیز انفاق علم و دانش و آموختن آن به دیگران است.

… انفاق مالی سِرَّش معلوم است که انفاق تمام مال که به حد اسراف و تبذیر برسد مطلوب نیست بلکه حد وسط مطلوب است چنانچه در تمام صفات و ملکات فضیلت در حد وسط است در قرآن مجید خطاب به رسول اکرم است ( قرار مده دست خود را مثل غا در گردنت کنایه از اینکه هیچ ندهی و بسیار پهن مکن که ما یحتاج خود را بدهی پس بنشینی در خانه برهنه و ملامت زده با حسرت بر درک نماز جماعت.-اسراء/۳۱)

ونیز در مقام تعریف فرموده : مؤمنین کسانی می باشند که وقتی انفاق می کنند زیاده روی نمی کنند و تنگ گیری هم نمی کنند و حد وسط را مراعات می نمایند. (فرقان/۶۷)

زیرا که بحسب ظاهر مال از انفاق کردن کم می شود اگر چه در معنی و حقیقت زیاد می گردد و نمو می کند.

روایت از حضرت امیر است که “از زکات دادن در صورت و ظاهر مال کم می گردد لکن در حقیقت و معنی زیاد می شود. ”

اما علم اگر به انفاق و تعلیم و تعلم نه در ظاهر و نه در معنی کم نمی شود بلکه زیاد می شود لکن ممکن است سِّر دیگری در کار باشد و آن این است که ممگن نیست عالمی بتواند تمام علوم و آنچه در ضمیر خود اندوخته تعلیم دیگری نماید بلکه اصلا عالم نمی تواند علم خود را تحمیل دیگری نمایدمنتهی به قدر توسعه معانی نیست و توسعه گفتار به قدر توسعه قوه فکریه نیست. و سِرَّش واضح و معلوم است گفتار از زبان و جوارح پدید می گردد و آن از عالم ماده و چشم و جسمانیات است و معانی از قلب و از قوای فکریه ظهور می نماید و آن از عالم مافوق الطبیعه است و توسعه عالم معانی را هرگز نتوان مقایسه نمود با ضیق عالم طبیعت و ماده .

عالم و لو آنکه در اول مرتبه علم و دانش باشد قوه تکلم و بیان وی نسبت به معانی مندرجه در ذهن وی محدود است قوه فکریه اسنان و علوم و دانش او از عالم روحانیین گرفته شده و از آن عالم غیر منتاهی که منبع فیضان فیض غیر متناهی حق تعالی است سر چشمه گرفته تکلم نمودن و ارائه مافی الضمیر به توسط بدن می شود و بدن چون از عالم اجسام است و عالم اجسام نسبت به روح و نفس کوچک است ، این است که آنچه در ذهن است از علوم کلیه و معانی حقیقیه در تحت الفاظ نمی گنجد پس هر عالمی خواهی نخواهی بعضی علوم خود را تواند بدیگران بیاموزد نه تمام آن را .

خلاصه بنا بر اینکه رزق را تعمیم دهیم انفاق در آیه که یکی از صفات متقین بشمار آورده منحصر به انفاق مال بکله منحصر به انفاق مال و علم نمی شود بکله شامل می گردد آنچه را که خداوند عطا و بخشش نموده از قوی و مشاعر و عنوان حیثیات و غیر اینها که بایستی شخص متقی مردم را از تمام آنهامنتفع گرداند از عملش بدیگران به قدر امکان به توسط قلم و سخنرانی بیاموزاند بکله به افعال و کردار و گفتار نیکوی خود مردم را تعلیم کند و هدایت نماید، و طریق سعادت را به آنها نشان دهد و به جاه و حیثیات خود بیچارگان را ازمهلکه نجات دهد و به دست خود دست ناتوانی را بگیرد و به پای خود قدم برای کمک و رفع حاجت برادران ایمان و ملی خود بر دارد.

(بانو مجتهده امین، مخزن العرفان، تفسیر سوره مبارکه بقره)

درباره admin

و ما رأیت منه الا جمیلا... (حضرت زینب علیها السلام)همه جا همچون کوهی استوار خود را آماده کرده تا فرمان مطاع امام زمان خود را انجام دهد و بی دریغ در راه اطاعت او فرمان برداری کند و خدا می داند آن لحظه آخری که برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند با چه نیروی عجیبی خو را نگه می دارد و چگونه استقامت و بردباری از خود نشان می دهدکه امام حسین علیه السلام اسراری را به او می گوید ...(نگاهی کوتاه به زندگانی زینب کبری-سید هاشم رسولی محلاتی)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

رفتن به بالا