خانه / نمی از باران / تفسیر / تخیلات را رها کنید ،‌خدا را اطاعت کنید

تخیلات را رها کنید ،‌خدا را اطاعت کنید

خدا

تخیلات را رها کنید ،‌خدا را اطاعت کنید

فلا تجعلوا لله انداداً‌و انتم تعلمون
نَدّ به معنی لغوی اخص از مثل است زیرا هر دو چیزی که در جوهر و حقیقت متشابه یکدیگر باشند هر یک از آن دو را نَدّ یکدیگر گویند و دو چیزی که شبیه به هم باشند ولو فقط در عوارض مثل رنگ یا شکل یا غیر آن هر یک از آن دو را مثل هم گویند پس هر نَدّی مثل هست لکن هر مثلی نَدّ نیست.
و معنی ظاهر آیه این است که به نوع بشر امر فرموده که خدای یگانه را بپرستید و برای خدا اشباه و امثال از صنمها و بتها و غیر اینها که نمی‌بینند، ‌و نمی‌شنوند و نه شعور دارند قرار ندهید و تخیلات را رها کنید و چندین هزار خدایان دروغی برخود نتراشید در صورتی که می‌دانید کاری از دست آنها ساخته نمی‌شود و قدرت ندارد که به شما افاضه نمایند نعمتی از نعمتهایی که پروردگار عالم به شما عنایت نموده از خلقت عالم که زمین را گسترانیده و مهد و محل آرامگاه شما قرار داده و آسمان را سقف و بالای سر شما نهاده و باران رحمت بر شما ریزش می‌نماید برای فروانی و وسعت روزی شما.
بزرگتر گناهی که در صفحه گیتی و صحیفه اعمال بشر دیده می‌شود ناشناسی خدای جهان است و کلیه مفاسد روحیه و اجتماعیه از همین‌جا سر چشمه می‌گیرد کسی که مبدء ‌کون را نشناخت در اثر ضعف و نادانی و احتیاجات بی‌شمار، توسل می‌نماید و به اوهام و خیالات و به وهم خود چندین هزار خدا برای خود می‌تراشد و چنین گمان می‌کند که خدایان دروغی کاری از دستشان بر می‌آید و قلب خود را تیره و تار می‌گرداند و بر بیچارگی و افسردگی خود می‌افزاید.
بزگترین تفضلی که درباره انسان شده همانا شناسایی مبدء هستی است کسانی که روح حقیقت و آن نور نهانی عالم را دیدند و به او دل بستند و مواجه به او گشتند هرگز به سنگ و چوب و کلوخ طبیعت دل نمی‌بندند همیشه با دلی مملو از محبت و نشاط لبخند می‌زنند و چنان آشفته جمال اویند که اقبال و ادبار عالم طبیعت چندان اثری در آنها ندارد زیرا که خورشید جهان‌تاب معرفت چنان آنها را شیفته خود گردانیده که دیگر نظری به خود ندارند چه جای غیر.
ای انسان «ظلوماً‌جهولا» موقعیت و مقام خود را بشناس و قدمی پیش‌رو و به جان و دل با مبدء‌هستی مواجه شو و ببین چه عالم جان فزائی می‌بینی .
اگر ببینی و دست از ترنج بشناسی ‌روا بود که ملامت کنی زلیخارا
آن وقت خواهی فهمید که تمامی ممکنات نسبت به او مثل سرابی بیش نیستند که «یحسبه الظمآن ماء»‌ چه جای اینکه ضد یا نَدّ یا مثل او باشند.
آری هر چشمی تاب دیدن آفتاب جهان تاب و اشعه نور و جود حقیقی را ندارد.
چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نا دیدنی است آن بینی
دل از غیر بکن و دست نیازمندی به در خانه بی نیاز دراز کن و اظهار ذلّ و عبودیت و شکستگی بنما.
(بانو حاجیه امین،‌مخزن العرفان، ج۱)

درباره admin

و ما رأیت منه الا جمیلا... (حضرت زینب علیها السلام)همه جا همچون کوهی استوار خود را آماده کرده تا فرمان مطاع امام زمان خود را انجام دهد و بی دریغ در راه اطاعت او فرمان برداری کند و خدا می داند آن لحظه آخری که برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند با چه نیروی عجیبی خو را نگه می دارد و چگونه استقامت و بردباری از خود نشان می دهدکه امام حسین علیه السلام اسراری را به او می گوید ...(نگاهی کوتاه به زندگانی زینب کبری-سید هاشم رسولی محلاتی)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

رفتن به بالا