خانه / نمی از باران / اسلام / دعا و زیارت / توسل، ‌عامل پرواز

توسل، ‌عامل پرواز

ضریح جدید امام حسین علیه السلام

توسل، ‌عامل پرواز

اللهم اجعلنی عندک وجیهاً بالحسین علیه السلام فی الدنیا و الآخره

(خدایا،‌ مرا در پرتو -الطاف و عنایات- سید الشهدا علیه السلام در دنیا و آخرت جزو آبرومندان درگاهت قرار بده)
توسل، ‌عامل پرواز
از آنجا که انسان آمیزه‌ای از طبیعت و فطرت است و اولی ا و را به سوی زمینی و مادی بودن، ‌و دومی او را به سمت آسمانی و روحانی بودن دعوت می‌کند؛ پس سرمایه‌ رشد و تکامل، ‌جستن از قفس تن، ‌گسستن زنجیرهای خاکی، ‌پرواز به آسمان‌ها و مانند فرشتگان، ‌بلکه فراتر از آنها شدن، ‌در نهان او به ودیعت نهاده شده است.
لیکن،‌ پرواز بدون وسیله ممکن نیست،‌ می‌باید ابزار لازم برای عروج را فراهم کرد، ‌و این معنا منوط به شناخت کمّ ‌و کیف پرواز و تیز پروازانِ ماهر و امکانات لازم برای آن است.
در فرهنگ وحی،‌ هم به اصل موضوع پرواز و هم به ابزارهای آن اشاره شده است. در قرآن کریم می‌فرماید:‌ «دعاگویان خواهان وسیله‌ای برای نزدیکی به پروردگارشان هستند». (اسراء، ۵۷)
و نیز
«ای مردمان با ایمان،‌ تقوی پیشه کنید و برای نزدیک‌شدن به خدا وسیله‌ای برگزینید و در راه خدا تلاش کنید؛ ‌باشد که کامیاب گردید». (مائده، ‌۳۵)
پس اهل ایمان برای رسیدن به خدای بزرگ، ‌وسیله‌ای برمی‌گزینند و خودشان را از آن بی‌نیاز نمی‌دانند.
اسباب پرواز به ملکوت اعلی
در سخنان فرستاده‌ بزرگ خدا و خاندان گرامی ایشان به لزوم پرواز مؤمن به ملکوت و ابزار لازم آن تأکید شده است و قرآن مجید، نماز، ‌روزه، ‌زکات، ‌ارتباط با انسان کامل را از ابزرا پرواز معرفی کرده‌اند.
در این زمینه به چند نمونه زیر توجه فرمایید:‌
۱٫مردی حضور امام ششم علیه‌السلام شرفیاب شد و عرضه داشت:‌
«ای سرور من، دو گرفتاری برای من پیش آمده است که راه رهایی از آنها را نمی‌دانم؛ ‌بدهکارم و در سیطره‌ حاکم ستمگری هستم و از تو می‌خواهم که دعایی به من بیاموزی تا آن را مغتنم دانسته و توسط آن،‌ از گرفتاری‌های دوگانه‌ام خلاصی یابم».
آن‌گاه حضرت در پاسخ [نمازی را به او یاد دادند].
راوی می‌گوید: ‌آن مرد دستورالعمل را از امام صادق علیه السلام گرفت و به محل خود باز گشت و پس از مدتی که خدمت آن حضرت مشرف شد،‌ تمامی گرفتاری‌هایش برطرف شده بود».
همچنین در سخنان نورانی نبوی آمده است:
«نماز سکّوی پرواز مؤمن به سوی ملکوت اعلاست».
روشن است که روزه، حج، خمس و زکات و دیگر دستورهای عبادی شارع هم وسیله پرواز روحانی هستند و ذکر نماز به جهت اهمیت آن است. همان‌گونه که در روایات وارد شده، برخی از انسان‌ها به مقامی می‌رسند و چنان اوج می‌گیرند که بهشت عاشق و چشم به راه آنها می‌شود:
حضرت محمد صلی الله علیه و آله:‌
بهشتی که خیلی از انسان‌ها عاشق و مشتاق اویند و به طمع رسیدن به آن عمری عبادت می‌کنند، [آن بهشت] ‌شیفته و دوست‌دار چهار طایفه است؛‌ سیر کننده‌ گرسنه، نگه‌دارنده و مراقب زبان، قاری قرآن وروزه‌دار ماه مبارک رمضان.
خلاصه این که:‌
توسل- چنگ‌زدن به وسیله– به یکی از ابزار پرواز، ‌زمینه‌ عروج انسان را فراهم می‌سازد تا از زمین و ماده کنده شده و در آسمان معنویت و ملکوت سیر کند. اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به معراج رفت:
«پاک است خدایی که شبان‌گاه بنده‌اش را از مسجدالحرام به سوی بیت المقدس برد و از آن‌جا به ملکوت آسمان‌ها روانه ساخت تا حقیقت جهان هستی را به وی بنمایاند، بی تردید او شنوا و بیناست».
و در آسمانها پیامبران علیهم السلام را مشاهده کرد و انواع فرشتگان را که به کارهای گوناگون مشغول بودند،‌ دید و خلاصه ‌سرنوشت بشر را مرور کرد و سفرنامه او تبیین انوع حالات انسان‌ها است؛ انسانِ متوسل نیز به اندازه ظرفیت و گشتره ‌وجودی‌اش پرواز می‌کند و «بیند آن را که چشم جان بیند».
اگر دل ز غم دنیا،‌ جدا توانی کرد نشاط و عیش،‌ به باغ بقا توانی کرد
زِ مُنزِلاتِ هوس،‌گر برون نهی قدمی نزول در حرم کبریا، ‌توانی کرد
حواسّ و قوای انسان
اصولاً در فرهنگ وحی، ‌انسان دو گونه حواس و قوا دارد: ‌ظاهری و باطنی؛ انسان با قوای ظاهری‌اش جواهر و اعراض مِلکِ عالم را می‌نگرد و با قوای باطنی موجودات علوی ملکوت عالم را می‌بیند.
نیروی درّاکه یا قلب معنوی
قرآن کریم درباره‌ قلب معنوی می‌فرماید:‌
«روز قیامت مال و فرزند سودی ندارد. جز قلب سالم و پاک، برای انسان سودمند نخواهد بود». (شعراء، ۸۹)
پیداست که مراد از قلب، ‌قلب صنوبری شکل جسمانی نیست که عهده‌دار پالایش خون بدن است؛ بلکه مقصود،‌ آن مرکز ادراک و فهمی است که کانون معتقدات انسان است و عامل تنظیم نظام رفتاری او است‌. از این رو، ‌درباره منافقان یا انسان‌های ضعیف‌الایمان می‌فرماید:‌
گرچه قلب ظاهری آنها سالم است [ولی در قلب معنوی آنها بیماری است].
لامسه‌ معنوی
قرآن مجید در باره ‌قوه لامسه‌ معنوی می‌فرماید:‌
«هنگامی که شیطان با اهل تقوا و خدااندیشان تماس می‌گیرد؛ ‌به یقین، آنها متوجه می‌شوند و با بصیرت و تیزبینی می‌نگرند». (اعراف،‌۲۰۱)
روشن است که تماس شیطان از شکل تماس ظاهری نیست، ‌بلکه نوعی دام‌گستری و نفوذ باطنی است.
نیز در روایات نبوی صلی الله علیه و آله چنین آمده است: ‌«هنگامی که وقت نمازهای پنج‌گانه فرا می‌رسد، ‌فرشته‌ای از پیشگاه الهی چنین ندا می‌دهد: ای مردم، برخیزید و شعله‌های فروزان آتشی را که بر اثر گناهانتان به دوش می‌کشید، با خواندن نماز و نیایش به درگاه خداوند خاموش کنید». (تهذیب، شیخ طوسی،‌ج۲)
بدیهی است که احساس و لمس‌کردن چنین آتشی مقدور همگان نیست و نیازمند قوه لامسه‌ نیرومندی است که انگیزه حرکت به سوی مناجات را در وی ایجاد کند.
بویایی معنوی
درباره ‌نیوی بویایی معنوی می‌فرماید:‌
«هنگامی که یوسف علیه السلام پس از گذراندن آزمون‌های خویش به زمام‌داری و حاکمیت مصر رسید و بر اثر کمبود مواد غذایی و تدبیر و برنامه‌ریزی صحیح وی که عامل جلوگیری از قحطی شد،‌ هنگام مراجعه‌ برادرانش و شناساندن خودش برای آن ستم کاران، ‌فرمود: ‌پیراهن مرا به کنعان ببرید و بر صورت پدرم بیفکنیند تا بینایی او بازگردد. به هنگام باز گشت کاروان به سوی کنعان، ‌جناب یعقوب علیه السلام فرمود:‌ من بوی یوسف را استشمام می‌کنم، ‌در حالی که هنوز در راه بود و به مقصد نرسیده بودند.
همچنین امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمایند:‌ بوهای بد و آلوده گناه را با استغفار از خود برانید و با طلب آمرزش از خدا، خودتان ار معطر و خوشبو گردانید». (بحار الانوار)
بسیار روشن است که همگان توان استشمام بوی بد گناه و رایحه ‌دل‌انگیز یاد خدا را ندارند و نیروی بویایی ویژه‌ای لازم دارد.
نیز از آن حضرت چنین نقل شده است: ‌«پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله هر سال مدتی را در غار حرا اعتکاف می‌کرد و کسی جز من او را نمی‌دید…آری، من نور وحی و رسالت را می‌بینم و بوی نبوت را استشمام می‌کنم…»(نهج البلاغه خطبه ۱۹۲)
نیز یکی از فرزندان امام کاظم علیه السلام از پدرش پرسید:‌ فرشتگانی که مأموریت ثبت اعمال شایسته و زشت انسان‌ها هستند، چگونه از قصد باطنی و اراده ‌درونی آنها با خبر می‌شوند؟
حضرت در پاسخ فرمودند:‌ «آیا بوی گند و عطر یکسان است؟‌» آری، ‌هنگامی که انسان تصمیم به انجام‌دادن کار شایسته‌ای می‌گیرد، بوی خوشی از جان وی متصاعد می‌شود و فرشته ‌موکل حسنات آن‌ را استشمام می‌کند و خودش را آماده ‌نگارش می‌کند و پس از تحقق آن عمل، در صحیفه‌ اعمال انسان می‌نگارد؛ لیکن زمانی که قصد کار ناشایستی کرد، ‌بوی گندی از وی به مشام فرشته‌ موکل سیئات می‌رسد و خودش را آماده نوشتن می‌کند و پس از صدور آن سیئه، در نامه ‌اعمال گنهکار می نویسد. (کافی، ج۲)
همچنین داستان آمدن حضرت ابراهیم علیه السلام به دیدن فرزندش اسماعیل که مادرش را از دست داده و جوان رشیدی شده بود و همسری انتخاب کرده بود، در روایات ثبت است. از آن‌جا که همسر جناب اسماعیل، حضرت ابراهیم را نشناخت و برخورد ناپسندی با وی کرد ‌حضرت پیامی داد و برگشت. آنگاه که اسماعیل از شکار بازگشت، بوی پدرش را استشمام کرد…
بینایی معنوی
درباره نیروی بینایی این سخن نورانی امیرالمؤمنین علیه‌السلام کافی است که مردی از آن حضرت پرسید:‌ آیا خدایت را دیده‌ای؟ ‌فرمود:‌ خدایی را که ندیده‌ام، ‌عبادت نمی‌کنم،‌ اما دیدن او با چشم دل و دریافتن حقیقت ایمان میسر است، نه با چشم سر.
همچنین در بخش‌های پایانی مناجات شریف شعبانیه می‌خوانیم:‌
ای خدای من مرا هنری بیاموز که به غیر از تو ننگرم و محبوب و معشوقی جز تو نداشته باشم و از غیر تو گسسته باشم و چشمان دل ما را در پرتو تابش نور توجه و عنایت خودت، چنان روشنایی‌ای بخش که بتوانیم توسط چشمان بصیر و ملکوتی نگر، ‌حجاب‌ها نورانی را کنار زده و به کانون عظمت و بزرگی تو بار یابیم و جان‌های ما متمسک به عزت قدسی تو باشند.
شنوایی معنوی
درباره ‌شنوایی، قرآن کریم می‌فرماید:‌
«داستان نابودی فرعونیان بر اثر طغیان رود نیل، وسیله یادآوری برای شماست و کسی که گوش شنوا دارد، ‌آن را می‌شنود و از آن عبرت می‌گیرد». (لحاقه،‌۱۲)
نیز در بخش دیگری می‌فرماید:‌
«آنان صاحبان گوش هستند و از آن بهره نمی‌برند و رهیافت عمل‌کردشان سقوط از انسانیت به حیوانیت است». (اعراف، ‌۱۷۹)
و نیز سخن نبوی به امیرالمؤمنین علیه‌السلام که صدای نعره‌ شیطان را شنید و از پیامبر پرسید که چه صدایی بود، معروف است:‌
«ای علی،‌ هر آنچه من از ملکوت عالم می‌بینم و می‌شنوم،‌ تو نیز می‌بینی و می‌شنوی».
ذائقه‌ معنوی
درباره‌ ذائقه در دعاهای اهل بیت عصمت که قرآن صاعد است،‌ اشاراتی مشهود است. در آغاز «مناجات المحبین» امام سجاد علیه‌السلام با خدایش چنین راز و نیاز می‌کند:
«ای خدای من،‌ کیست که شیرینی محبت و دوستی با تو را بچشد و پس از آن به دنبال محبوب دیگری روانه شود. کیست که لذت عشق و مودّت تو را درک کند و در پی لذت‌های دیگری برود».
اگر لذت تَرک لذت بدانی دگر لذت نفس،‌ لذت نخوانی
هزاران در ِخلق، ‌بر خود ببندی گرت باز باشد،‌دری آسمانی
سفرهای عُلوی کند،‌ مرغ جانت گر از چنبر آز، ‌بازش پرانی
(شیخ اجلّ سعدی شیرازی)
همچنین در دعای روز چهارم ماه مبارک رمضان می‌خوانیم:
ای خدای من، نیرویی به من عطا کن که فرامین تو را برپا دارم و شیرینی یاد و ذکرت را به من بچشان، ‌به کرمت سوگند می‌دهم که مرا آماده و مهیای شکرگزاری خودت بکن، ‌به قدرت حفظ و ستّاریت قسم می‌دهم که مرا محافظت بفرما،‌ ای بیناترین بینایان».
باز در فرازهای پایانی دعای عرفه ‌سالار شهیدان علیه السلام می‌خوانیم:‌
« ای خدایی که لذت و شیرینی انس با خودت را به دوستانت چشانده‌ای و آنها را به شیرین زبانی با خودت وادار کرده‌ای».
انسان و چهره مُلکی و مَلَکُوتی
انسان در همین قفس تن و بدن و چهره‌ مُلکی و خاکی خلاصه نمی‌شود،‌ بلکه چهره‌ ملکوتی نیز دارد و اگر چه تصویر سازی چهره‌ مُلکی او در اختیارش نیست:‌
ولی چهره پردازی ملکوتی،‌ محصول رفتار و کردار خودش است و چنان چه چهره‌روحانی داشته باشد،‌ توان عروج به چکادهای برافراشته‌ عرفان و معنویت را پیدا می‌کند، ‌و «رسد آدمی به جایی،‌به جز از خدا نبیند». و اگر چهره‌ ملکوتی حیوانی داشته باشد، ‌می‌شود:‌
«إن هُم إلا کالانعامِ بَل هُم أضلُّ سبیلاً» (فرقان،‌۴۴)
و در قیامت نیز با آن چهره‌ حقیقی‌اش محشور می‌گردد:
این عَرَض‌ها نقل شد، ‌لون دگر
حَشر هر فانی بودکَونِ دگر
روز محشر هر عَرَض را صورتی است
صورت هر یک عرض را نوبتی است
گر نبودی مَر عرض را نقل و حشر
فعل بودی باطل و اقوال قشر

در این زمینه به حدیث نورانی زیر توجه کنید:‌
روزی در مراسم حج، ‌ابو بصیر خدمت امام باقر علیه السلام شرفیاب شد و عرضه داشت: ‌«حاجی، ‌قاصد و زایر خدا زیاد است».
حضرت در پاسخ فرمودند:‌
« صدا و فریاد زیاد است، ولی حاجیِ واقعی کم است».
او که از این پاسخ امام حیرت‌زده و متعجب شده بود، ‌از آن‌جا که قابلیت داشت، ‌امام علیه السلام ملکوت موجوداتی را که در صحرای عرفات بودند،‌ به او نشان داد و او دید که عده‌ اندکی به صورت انسان و بقیه به شکل حیوانات هستند.
چکیده ‌سخن این که: ‌پیام جمله‌
این است که امام باقر علیه السلام معارف بلند و حکیمانه‌ای را در جمله‌ای کوتاه گنجانده و می‌گوید:‌
«ای خدای من، ‌مرا در سایه ‌توجه سیدالشهدا علیه السلام جزو آبرومندان دنیا و آخرت قرار بده».
یعنی ای زائر حسینی، تو با پناه بردن به آستان بلند و نجات‌بخشی چون امام حسین علیه السلام و عنایت آن بزرگوار می‌توانی عروج کنی و چنین اوج بگیری که خودت وسیله ‌پرواز در ملکوت عالم دعوت کنی و به همراه خود ببری و زمینه رشد و شکوفایی روح تو فراهم گردد و با ملکوتیان همیشه شوی و در دو جهان کامیاب گردی.

(ره آوردی از امام باقرالعلوم علیه‌السلام، ‌تحقیق:‌ مجید حیدری‌فر،‌ شرح و تفسیری بر زیارت عاشورا)

درباره admin

و ما رأیت منه الا جمیلا... (حضرت زینب علیها السلام)همه جا همچون کوهی استوار خود را آماده کرده تا فرمان مطاع امام زمان خود را انجام دهد و بی دریغ در راه اطاعت او فرمان برداری کند و خدا می داند آن لحظه آخری که برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند با چه نیروی عجیبی خو را نگه می دارد و چگونه استقامت و بردباری از خود نشان می دهدکه امام حسین علیه السلام اسراری را به او می گوید ...(نگاهی کوتاه به زندگانی زینب کبری-سید هاشم رسولی محلاتی)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

رفتن به بالا