خانه / نمی از باران / تفسیر / ایمان و عالم غیب

ایمان و عالم غیب

سمه تعالی

imagesدعای کودک

الذین یؤمنون بالغیب

ایمان در لغت مأخوذ از امن است یعنی تصدیق کننده در امان است از

ضرر خود و گاهی در وثوق واطمینان نیز استعمال می گردد.

در شرع چهار معنی در ایمان گفته شده

۱٫اقرار به لسان(زبان) و تصدیق به قلب وعمل به ارکان. پس ایمان به

عرف ، شرع اسم است برای مجموع معانی سه گانه.

کسی که اقرار کند به زبان بدون اعتقاد قلبی منافق است و کسی که به دل

معتقد به معارف باشد و خودداری نماید از این که به زبان اقرار و

اعتراف نماید چنین کسی را جاهد و جهود گویند و اشاره به همین

اشخاص دارد قوله تعالی “و جهدوا بها و استیقنتها انفسهم “و کسی که

مطابق اعتقاد خود عمل نکند فاسق است.

و از حضرت رضا علیه السلام است که “ایمان سه رکن دارد۱-تصدیق و

اعتقاد قلبی۲-اقرار نمودن به زبان ۳-عمل نمودن به ارکان”

۲٫ایمان تصدیق به قلب و زبان است که به قلب مطمئن باشد به ایمان و

به زبان تصدیق نماید آنچه را معتقد به اوست و بعضی چنین گمان کرده

اند که مقصود از کلام، کلام نفس است نه لسانی.

۳٫جماعتی از صوفیه گویند ایمان عبارت از اقرار به زبان و اخلاص قلب

است و در اینجا دو قول است یکی آنکه ایمان فقط معرفت به حق است

حتی اگر کسی خدا را به قلب و دل بشناسد و به زبان تصدیق ننماید و

بمیرد مؤمن مرده است قول دوم ایمان عبارت از تصدیق به قلب است با

معرفت ضروریات شرعی.

۴٫ایمان فقط اقرار به زبان است، شروط به معرفت حتی بعضی گفته اند

منافق ظاهراً از مؤمنین محسوب است اگر چه در باطن کافر است. …

روح و حقیقت ایمان در چه کس پدید می گردد.

کسی که دارای عقل نظری و عقل عملی گردید روح ایمان و حقیقت اسلام

را می یابد و در قلب خود تمرکز می دهد زیرا که چنین کسی به عقل

نظری معارف و اصول عقائد خود را روی میزان عقل و منطق صحیح

استوار می گرداند و از ذلت تقلید و تعصب آباء و اجداد خود را به اوج

تحقیق و به مرتبه “علم الیقین ” می رساند و به جنبه عقل عملی در مقام

عمل بر می آید آن وقت نخستین وظیفه او این است که با نفس سرکش

خود مجاهده نماید تا آنکه نفس سرکش را رام گرداند و لجام او را به

دست عقل دهد و وی را مطیع عقل و شرع گرداند پس از آن در مقام عمل

روی میزان شرع رفتار کند و مقررات شرع را محترم دارد و بدون آنکه

از خود چیزی به آن ضمیمه کند یا به سلیقه و صلاح دید خود چیزی از آن

کم کند”طابق النَّعل بالنَّعل “عمل نماید.

عقل نظری چیست و حکمت عملی کدامست

باید دانست که کمال انسان و کمال ایمان و حقیقت تقوی چنانچه حکماء

ودانشمندان گفته اند اتصال و ارتباط یافتن به عالم ربوبی و انقطاع از خلق

و رو نمودن به سوی حق و حقیقت و ترک التفات به غیر اوست و تحصیل

آن ممکن نیست مگر به تقویت قوه عاقله اولا، به تحصیل معرف از روی

میزان عقل و منطق. خداوند در کلام مجید خود مکرر انسان را به تفکر و

تدبر دعوت فرموده تا آنکه ایمانش از روی عقل و دانش باشد و از ایمان

تقلیدی حذر نماید.

انسان هر قدر در کاینات بیشتر فرو رود و در اسرار موجودات بیشتر

دقت نماید و با چشم جهان بین خود کمون موجودات را بنگرد به لطائف

صنعت مربی عالم بیشتر پی می برد و احساس می کند که عالم غیر

متناهی با روشی منظم به سوی مقصدی که آفریننده او در نظر دارد می

شتابد و انجام وظیفه می دهد و آنی سستی نمی نماید.

و تقویت قوه عامله ثانیا به تعدیل قوای عملیه روی میزان اعتدال و

موازین دین اسلام که یگانه چیزی که بشر را از پرتگاه ذلت به اوج رفعت

رهبری می نماید و وی را از لغزش و خطاء نگاه می دارد و او را به

هدف مقصود و به منتهی درجه کمال انسانیت می رساند همانا تعلیمات

قرآنی است کسی که قرآن را جلو خود و برنامه اعمال روزانه خود را

روی دستورات قرآن قرار دهد هیچوقت قدم وی از صراط انسانیت نلغزد.

خلاصه کسی که طالب کمال است نخستین وظیفه او این است که خود را از

صفات سَبُعی و بهیمی(حیوانی) تخلیه نماید سپس نفس و سریره خود را

به اخلاق روحانیین بیاراید و وی را تخلیه و تزیین گرداند به اعمال نیک و

سَجّیه نیکو تا آنکه قلب و سریره وی محل جلوه گاه حضرت احدیت گردد.

در حدیث مشهور از رسول اکرم صلی الله علیه و آله است “قلب المؤمن

عرش الرّحمن” (دل و قلب مؤمن تکیه گاه خدا و محل رحمت اوست. )

و نیز در حدیث قدسی است “آسمان من و زمین من وسعت مرا ندارند

لکن قلب مؤمن به قدری وسیع است که من در آن جای دارم.”

و شاید مقصود از حکمتی که در کلام مجید فرموده کسی را که به وی

حکمت داده شد محققا به وی داده شده خیر بسیار(بقره /۲۷۲) همانا

حکمت نظری و حکمت عملی باش به همان معانی که بیان شد زیرا که

خیر کثیر نصیب کسی می گردد که این دو جنبه را به کمال رساند.

و از اینجا معلوم می شود سرّ این که خدا وند متقین را ستوده و تعریف

فرموده به اینکه آنها ایمان به غیب دارند و به آخرت هم یقین دارند و این

نحو ایمان و یقین تمام نمی گردد مگر “به حکمت نظری” و عمال قوه

عاقله در کسب براهین عقلیه ، و نیز متقین را معرفی نموده که نماز را به

پای می دارند و زکات مال خود را به مستحقین می دهند و این دو عمل

نیز به وجه نیکو تحقق نمی پذیرد مگر “به حکمت عملی “.

خلاصه اگر قدری در این آیات تدبر و تفکر نمایی خواهی فهمید که آنچه

سعادت بشری و کمال انسانی را تأمین می نماید از آنچه راجع به روح و

جسد و قلب و بدن و دنیا و آخرت وی است در این چند آیه کوچک به

نیکوتر بیانی و مختصر تر کلامی بیان نموده بلکه محور اساس تمدن و

امور اجتماعی بشر روی دو پایه علم و عمل استوار می گردد که در این

آیات از علم “و حکمت نظری” تعبیر به ایمان به غیب نموده و از عمل

“و حکمت عمل “تعبیر به نماز و زکات فرموده

(بانو مجتهده امین ، مخزن العرفان ، ج۱،سوره مبارکه بقره )

درباره admin

و ما رأیت منه الا جمیلا... (حضرت زینب علیها السلام)همه جا همچون کوهی استوار خود را آماده کرده تا فرمان مطاع امام زمان خود را انجام دهد و بی دریغ در راه اطاعت او فرمان برداری کند و خدا می داند آن لحظه آخری که برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند با چه نیروی عجیبی خو را نگه می دارد و چگونه استقامت و بردباری از خود نشان می دهدکه امام حسین علیه السلام اسراری را به او می گوید ...(نگاهی کوتاه به زندگانی زینب کبری-سید هاشم رسولی محلاتی)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

رفتن به بالا