خانه / مناسبت ها / زبان حال زینب کبری علیها السلام با برادر عزیزش

زبان حال زینب کبری علیها السلام با برادر عزیزش

زینب کبری علیها السلام

زبان حال زینب کبری علیها السلام با برادر عزیزش

 

کاش بودی زیر خنجر شمر، جگر من جای حنجر تو

تشنه کاما سوخت جان مرا، کام خشک و دیده تر تو

خاک عالم باد بر سر من، روی خاک افتاده پیکر تو

 یا بَعید الدّار عَن وَطَنه، عاقبت شد خاک بستر تو

یوسف گل پیرهن نگذاشت ، خصم دون یک جامه در بر تو

جوی اشک چشم من چه کند، با تن در خون شناور تو

ای شهنشاه قلمرو عشق، کو سپهسالار لشگر تو؟

رایت گردون هماره نگون، کو علمدار دلاور تو؟

نه تو تنها بسوختی که بسوخت، عالمی از داغ اکبر تو

خون روان از چشم مادر دهر، از غم بی شیر اصغر تو

نونهال باغ من به کجاست ؟ قاسم آن شاخ صنوبر تو

ای برادر سر بر آر و بپرس ، چه شد ای غمدیده معجر تو

گردش چرخ کبود ربود ، گوشوار از گوش دختر تو

بانوان را رفته تاب و توان ،از غم بیمار لاغر تو

رفتم از کوی تو زار و نزار ،با دلی پر از غصه از بر تو

تا کند چون نی نوادل من، چون ببینم روی نی سر تو

تا به شام و بزم عام رَود، خواهر بی یار و یاور تو

تا ببیند این ستمکش زار، ناسزاها از ستمگر تو

تا که چوب خیزران چه کند، با لبان روح پرورتو؟

تا بنالد همچو مرغ هَزار، خواهر بی بال و پرتو

ای به قربان تو خواهر تو

خواهر با جان برابر تو

****                 ****                     *****

 

*یا بعید الدار عن وطنه: ای که خانه ات از وطن دور افتاده

(شعر از مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی)

درباره admin

و ما رأیت منه الا جمیلا... (حضرت زینب علیها السلام)همه جا همچون کوهی استوار خود را آماده کرده تا فرمان مطاع امام زمان خود را انجام دهد و بی دریغ در راه اطاعت او فرمان برداری کند و خدا می داند آن لحظه آخری که برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند با چه نیروی عجیبی خو را نگه می دارد و چگونه استقامت و بردباری از خود نشان می دهدکه امام حسین علیه السلام اسراری را به او می گوید ...(نگاهی کوتاه به زندگانی زینب کبری-سید هاشم رسولی محلاتی)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

رفتن به بالا