خانه / ریحانه / ارزش زن / زن در ملت‌های عقب مانده

زن در ملت‌های عقب مانده

index

 

 

 

 

 

 

زن در ملت‌های عقب مانده

زندگی زن در امت‌ها و قبایل وحشی، ا‌ز قبیل ساکنان آفریقا و استرالیا و جزایر اقیانوسیه و آمریکای قدیم و غیر اینها نسبت به زندگی مردان، ‌نظیر زندگی حیوانات اهلی بودکه مردان باحیوانات اهلی داشتند.

به این معنا که انسان به جهت طبیعت استخدام‌گر خود، حق خود می‌داندکه مالک گاو و گوسفند و شتر و سایر حیوانات اهلی باشد، و در آنها هرگونه تصرفی که می‌خواهد به عمل آورد، ‌و آنها را در هر نیازی که برایش پیش می‌آید، ‌به کار ببندد. از مو و کرک وگوشت و استخوان و خون و پوست و شیر آنها استفاده کند. و به همین منظور آنها را نگه‌داری و حراست می‌کرد، ‌و نر و ماده ‌آنها را به هم می‌کشانید تا از نتایج آنها استفاده کند. بار خود را به پشت آنها می‌گذاشت، ‌و درکار شخم زمین و خرمن‌کوبی و شکار، آنان را به کار می‌گرفت، ‌و به طرق مختلف برای کارهای دیگر، که قابل شمارش نیست، حیوانات را استخدام می‌کرد. این حیوانات بی‌زبان، از بهره‌های زندگی و آنچه که از خوردنی و نوشیدنی و مسکن و جفت‌گیری و استراحت می‌خواستند، ‌آن مقدار برخوردار بودند که مالکان رضایت می‌دادند، ‌و انسان هم آن مقدار به آنها اختیار داد که مزاحم و ناسازگار با اغراضش در مسخر کردن نهان باشد،‌ و به زندگی او سود برساند.

به همین جهت بسیار اتفاق می افتد که بهره کشی از حیوانات،‌ مستلزم رفتاری می شود که ازنظر آن حیوانات، بسیار ظالمانه است ،‌واگر حیوان زبان می داشت و خود حاکم بر سرنوشت خود بود، ‌از این زورگویی‌های عجیب فریادش بلند می‌شد. چه بسیار حیواناتی که بدون داشتن هیچ جرمی مظلوم واقع می‌شوند، ‌و چه بسیار حیوان ستم‌کشی که از ظلم صاحبش به مدد جویی در می‌آید و مدد رسانی نیست که به دادش برسد. چه بسیار ستمکاری که بدون هیچ مانعی به ظلم خود ادمه می‌دهد. چه بسیار حیواناتی که بدون داشتن هیچگونه استحقاقی، ‌زندگی لذت بخشی دارند،‌ مانند اسبی که برای تخم‌گیری از او در ناز و نعمت بسر می‌برد. برعکس، ‌چه بسیار حیواناتی که بدون هیچ تقصیری، ‌در سخت‌ترین شرایط زندگی می‌کنند، ‌مانند الاغ باربر و اسب آسیاب.

حیوان برای خود هیچ حقی از زندگی ندارد، جز حقوقی که صاحبش برای آن قایل است. اگر کسی به حیون آسیبی بزند، تحت تعقیب قرار نمی‌گیرد، مگر از این جهت که به صاحب حیوان ضرر رسانده و حیوان قیمتی او را از قیمت انداخته است. همه اینها برای این است که انسان، ‌زندگی و هستی حیوانات را برای هستی خود می‌داند، ‌و ارزش و جایگاه آنها را طفیلی ارزش وجودی خود می شمارد.

در میان ملت‌ها و قبیله‌ها، ‌زندگی زنان نیز در نظر مردان چنین است. وجود زنان، ‌تابع وجود مردان است. زنان به خاطر مردان خلق شده‌اند، ‌استقلالی در زندگی و هیچ حقی ندارند و زن، مادام که شوهر نکرده، ‌تحت سرپرستی و ولایت پدر است، ‌و پس از ازدواج، تحت ولایت شوهر قرار می گیرد،‌آن هم ولایت بدون قید وشرط و بدون حد و مرز.

در میان این ملتهای گذشته، ‌مرد می‌توانست زن خود را به هرکس که بخواهد بفروشد، یا ببخشد یا او را مانند یک کالا قرض بدهد تا از او کام بکشد. مرد حق داشت او را مجازات کند، کتک بزند، زندان کند، و حتی به قتل برساند،  یا او را گرسنه و تشنه رها کند؛ زنده بماند، ‌یا بمیرد. نیز حق داشت او را –مخصوصاً در زمان قحطی یا هنگام جشن ها – مانند چهارپایان بکشد و گوشش را بخورد. آنچه که مال زن بود، ‌مال خودش می‌دانست. حق زن را هم حق خود می‌شمرد؛ به ویژه زمانی که داد و ستد و معامله‌ای پیش می آمد، ‌خود را صاحب اختیار می‌دانست.

بر زن لازم بود که از مرد – پدرش باشد یا شوهرش- در آنچه امر و دستور می‌دادند، کورکورانه اطاعت کند؛ بخواهد یا نخواهد. باز به عهده زن بود که امور خانه و فرزندان وتمامی مایحتاج زندگی مرد را در خانه فراهم نماید.به عهده اوبودکه حتی سخت‌ترین کارها را تحمل کند. بارهای سنگین را به دوش بکشد. گلکاری و امثال ان را انجام دهد،‌ و در قسمت حرفه و صنعت، پست ترین حرفه را بپذیرد.

این رفتار عجیب، در بین بعضی از قبایل به حدی رسیده بودکه وقتی یک زن حامله نوزاد خود را بدنیا می‌آورد، ‌بلافاصله باید دامن به کمر بزند و به کارهای خانه بپردازد، درحالی که شوهرش خودرا به بیماری می زد،‌و دررختخوب می خوبید و زن به پرستاری او می پردخت.

اینها کلیاتی بود از وضعیتی که زن در جامه عقب مانده داشته ‌و بهره‌هایی که ز زندگی‌اش می برد. البته اهل هر دورن بربریت و وحشی گری و خصلت ها و خصوصیت های مخصوص خود را داشت. سنت‌ها و آداب قومی، ‌با اختلاف عادات موروثیشان و اختلاف منطق زندگی و فضایی که بر آن زندگی احاطه داشت، مختلف بود. هرکس به کتاب‌های تألیف شده در این باره مرجعه کند،‌ از آن عادات و رسوم آگاه می‌شود.

ادامه دارد..(علامه طباطبایی، زن درقرآن،ص۲۹)

درباره admin

و ما رأیت منه الا جمیلا... (حضرت زینب علیها السلام)همه جا همچون کوهی استوار خود را آماده کرده تا فرمان مطاع امام زمان خود را انجام دهد و بی دریغ در راه اطاعت او فرمان برداری کند و خدا می داند آن لحظه آخری که برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند با چه نیروی عجیبی خو را نگه می دارد و چگونه استقامت و بردباری از خود نشان می دهدکه امام حسین علیه السلام اسراری را به او می گوید ...(نگاهی کوتاه به زندگانی زینب کبری-سید هاشم رسولی محلاتی)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

رفتن به بالا