خانه / نبض زندگی در آیین بندگی / دسته بندی آیات قرآن کریم

دسته بندی آیات قرآن کریم

 

  ان شاء الله                                                          الحمد الله

آیات قرآن کریم به دو دسته محکم و متشابه تقسیم می شوند.

الف)آیات محکم:

در باطن ،کل آیات قرآن کریم محکم است.

حضرت علی بن موسی الرضا _علیه السلام_فرمودند:

“کسی که آیات متشابه را به آیات محکم بر گرداند به راه راست هدایت شده است”.[۱]

همه آیات توحیدی است و توحید یکی است.[ولی] به طور عامیانه می گوییم خدا یک است و دو نیست.

ب)  آیات متشابه:

اگر گفتیم کل آیات محکم است پس چرا می گوئیم “متشابه”؟ چون درک ما کم است و برای اینکه همه بفهمند ؛آیات را تقسیم بندی کرده اند به  متشابه و محکم . معنی آیات متشابه از روی احادیث روشن می شود.

تقسیم آیات متشابه از نظر درک معانی:

  1. ۱٫       علمای شیعه معانی تعدادی از آیات را بدست آورده اند و کسی روی آنها بحثی ندارد. اما اهل سنت آنها را قبول ندار ند.
  2. ۲٫       یک سری آیات متشابه هم هست که از نظر معانی بین علما اختلاف است . هر کدام نظر خودشان را می دهند و در آخر می گویند :”الله اعلم “. پس اختلاف در آیات متشابه هم مثل اختلاف در اصول دین است که در سه مطلب آن بین شیعه و سنی اختلافی نیست و قبول دارند اما در دو موضوع دیگر ـ عدل و امامت ـ اختلاف نظر است
  3. ۱٫                 برای فهمید ن آیات متشابه چه می توان کرد؟

هر چقدر به معصومین _علیهم السلام_نزدیک شویم فهم و درک بیشتر می شود . یعنی با احادیث به طور علمی و عملی آشنا شویم و نیز هر پنج مرحله احکام یعنی مباح،مستحب،مکروه،واجب،حرام را مد نظر داشته باشیم یعنی هر کدام را که لازم است،عمل و هر کدام راکه لازم نیست ترک کنیم.

حضرت علی _علیه السلام_می فرمایند :”کتاب پروردگارم میان شماست،که بیان کنند حلال و حرام ،واجب و مستحب ، ناسخ و منسوخ،مباح و ممنوع،خاص و عام،پندها و مثل ها،مطلق و مقید،محکم و متشابه می باشد.عبارا ت مجمل خود را تفسیر ، نکات پیچیده خود را روشن می کند.”[۲]

به نسبتی که اخلاص قوی تر باشد فهم و درک مطالب باطنی بیشتر است.به طور کلی درک و فهمیدن اخلاق و مواعظ به زیاد درس خواندن نیست علم نوراست  و خداوند به هرکس بخواهند می دهند.

حضرت امام صادق _علیه السلام_می فرمایند:

“علم به زیاد آموختن نیست ،نوری است که خدا به دل هر که بخواهند می تابانند.”[۳]

آدم باید خود جوش،خود کار و خوش فکر باشد. یعنی خودش طلب و ولع داشته باشد و بخواهد مطالب معنوی را ببلعد و بهترین روش را برای عمل پیاده کند یعنی بین خوب،خوبتر ،خوبترین؛خوبترین را انتخاب کند.شایدخداوند بزرگ بهترین درک مطلب را به او بدهند.تا تزکیه نشویم درک نمی کنیم؛ تا یقین پیدا نشود،نمی توانیم به یقین برسیم ؛یعنی به درک باطن.یقین رضا است؛اگر یقین قوی تر شود راضی به قضا و قدرمی شویم یعنی روبروی حکم خداوند نمی ایستیم و این یقین ؛ یقین دلی است. حالا در کتابها بگردیم دنبال علم الیقین،عین الیقین ،حق الیقین. بگردیم ببینیم کدام اول است ،کدام دوم و کدام آخر. با دل عاشق درک می شود که فقط “انه الحق”.

پس می توان گفت آیات متشابه نداریم و همه آیات محکم اند . منتها یک سری مسائل فهمیدنی است یعنی می خواهیم بیشتر بفهمیم ؛علممان بیشتر شود.به این  علوم عقلا نمی توان دست یافت البته تا حدی با عقل سلیم می توان مطالب را درک کرد.پس با نزدیک شدن به معصومین _علیهم السلام_ می شود به مقصود رسید.

 خداوند در قرآن کریم می فرمایند :”به سخن گوش فرامی دهند و بهترین آن را پیروی می کنند ،اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان”.[۴]

      عقل جزوی عقل را بد نام کرد        کام عالم مرد را ناکام کرد[۵]

*اقسام علوم قرآنی:

به طور کلی علوم قرآنی را به چهار قسمت تقسیم می کنیم :

(معرفتی)توحیدی ،(فقهی)احکامی، اخلاقی وعلمی

  1. ۱٫                 (معرفتی)توحیدی:

استاد ازل_خداوندبزرگ _ فطرتاً اسماءرایاد داده اندیعنی مسائل توحیدی مربوط می شود به عوالم آخرت . روح فرمانده مراتب عوالم غیب (طبع و نفس و قلب و عقل و سر ،خفی ، اخفی ) است،چون روح از طرف خداوند است.همه اینها(کلام وحی کلام معصومین _علیهم السلام_وکلام بزرگان)این مراتب راطی می کنند. احکام فقهی دین راباید عملا انجام دهیم(شریعت).

 

  1. ۲٫                 احکام:

احکام و اخلاق را از طریق دین به وسیله احادیث [وزندگی]معصومین _علیهم السلام_به ما یاد داده اند.احکام را باید دقیقا بلد باشیم که شرح آن در رساله توضیح المسائل است.

  1. ۳٫                 اخلاقی (مراتب کمال،قلب ،عقل):

اگر ایمان ده مرتبه داشته باشد، فقط با علم اخلاق می شود به آنها رسید.کسی که اخلاق را نمی فهمد درکش کم است.از[طریق]علم اخلاق می توان خدا رابه وضوح شناخت و دید

حضرت علی(علیه السلام):

حسن خلق در سه چیز با مراعات آنها است:۱-اجتناب از حرام ۲-دنبال حلال بودن ۳-توسعه در امور خانواده .

وبعضی از عرفا ویا معصومین (علیهم السلام)گفته اند اخلاق این است که انسان هدف وانگیزه ای جز خدا نداشته باشد.[۶]

  1. ۴٫                 علمی(جسم ؛طبع ،نفس):

که همان علم دنیایی  و به چهار دسته تقسیم می شوند وهر کدام شاخه های زیادی دارند: انسانی ،ریاضی ،تجربی، خدمات فنی(هنرستان)

جهت انتخاب رشته برای پسر یا دختر؛هنرستان نافع تر است چون کار بردی است و سودمند تر و در زندگی قابل استفاده تر است.[استعداد و میحط در نظر گرفته شود.]

 نافع ترین علم:

اخلاق با فطرت و اسمائی که یادمان داده اند عجین است اگر کسی اخلاقش را اسلامی کند وطبق واجب ،حرام،مکروه،مستحب و مباح پیش برود می تواند خداوند رابا چشم دل ببیند.

حضرت علی _علیه السلام_:

خدایی را که ندیده باشم عبادت نمی کنم.

بافلسفه هم می توان خدا راشناخت ولی سرعت کم است.آدم زیرک از طریق فلسفه جلو نمی رودلقمه دور سرگرداندن است.اگر کسی قوی نباشد و وارد فلسفه محض شود شاید دینش را ببازد.

سیر در آفاق و انفس:

سیر در آفاق خوب است ولی طولانی است. سیر در انفس میان بُر است.

حضرت امام حسین –علیه السلام:

“خدا رابا خدا شناختم”

بنابراین دل و عشق [مربوط به]علم اخلاق است.هر که اخلاقش بهتر است عشقش بیشتر است.برای خداوند بزرگ بهترین را انتخاب و عمل کنیم . همه علوم دنیایی جزیک وبال برگردنمان چیز دیگری نیست واگر توأم با علم اخلاق نباشد میشود حجاب علم. مثلا از نظر اخلاقی به چه کسی منافق می گویند؟ازنظر اخلاقی اگر کسی صفات بخصوصی داشته باشد[دروغ  بگوید ،دین را با دین  بکوبدو[۷]…]این صفات ضد اخلاق است پس آدم منافقی است . اگر منافق باشد مؤمن نیست ،مؤمن نباشد مقرب نیست،مقرب نباشد اولیاءنیست؛تمام.پس باید در برابر حرف حق وخدا پسندانه تابع محض باشیم.مثالش درآیات قرآن کریم آمده ،حضرت موسی و خضر(علیهم السلام).

 

هر که می خواهد؛ سئوال کند ولی زیر سئوا ل نبرد.

حضرت علی (علیه السلام)می فرمایند:

برای فهمیدن بپرس نه برای آزاردادن که نادان آموزش گیرنده همانند داناست.و همانا دانای بی انصاف چون نادان بهانه جو است.[۸]

این اعتراضات از طرف کیست؟از طرف شخص آدم دقیق عاقل فهمیده مستعد نکته سنج؛پنج حسن بزرگ.

 اینها خطر حجاب علم است: کم کم به عناد میرسد، استاد اخلاق خودش رانفی می کند،با دلایل و براهین می آید جلو و با دین دین را می کوبد .

 فکر می کنیم هر که حدیث بلد است حرفهایش هم خوب است. باحدیث ضربه می زنند.همه یک کتاب حدیث حفظ کنند.چه فایده دارد؟باید بفهمیم کِی،کجا،برای چه،منظور [ازگفتن این حدیث]چیست، باید بفهمیم حدیث را از چه کسی داریم می شنویم.

پای صحبت کسی بنشینم که حالمان عوض شود[حس کنیم به خدانزدیکتر شده ایم]. اگر این طور شد دست دیگری راهم بگیریم. اگرچنین شخصی راپیداکردیم، پای صحبتش نشستیم و چشم گفتیم[وعمل کردیم] درک بیشتر می شود.باید صد در صدحرفش راقبول داشته باشیم تاشرح صدر پیداکنیم.خداوند”علیم بذات الصدور”هستند.هر چقدر هم خودش راحفظ کندوبگوید تابع هستم خداوند دقیقا می فهمند چند در صد تابع است ذره ذره اش راهم می فهمند ودر یک موقعیتی و مرحله ای مشخص می شود؛تابعیت خیلی مهم است باید مطیع [حرف حق و الهی ]باشیم.

ممکن است مدتها پای صحبت شخص بنشیند بعد از مدتی بگوید صحبتها یکنواخت است و برای من کم است و دنبال شخص بالاتر می گردد. اصلا این چیست که دنبال بالاترش می گردیم؟اکثرکسانی که در جلسات اخلاقی شرکت می کنند دنبال آدم (بخصوصی)می گردندبایددنبال حرف خالص الهی بگردیم که حالمان عوض شود ولی دنبال شخصِ با مدرک و تحصیلات بالا می گردیم. دنبال کدام علم هستیم؟اینجاحجاب علم است و خیلی خطرناک. من به کجا رسیدم،چی فهمیدم و…

 

صلی الله علیه وآله وسلم



[۱] میزان الحکمه/ج۹/حکمت۱۶۷۵۰

[۲] نهج البلاغه/خطبه اول

[۳] میزان الحکمه / ج۱۳حکمت ۸۲۳

[۴] سوره مبارکه زمر /آیه ۱۸

[۵] جناب مواوی

[۶] بحار الانوارج۶۷و۶۸

[۷] تفسیر نور/آقای قرائتی

[۸] نهج البلاغه حکمت۳۲۰

درباره admin

و ما رأیت منه الا جمیلا... (حضرت زینب علیها السلام)همه جا همچون کوهی استوار خود را آماده کرده تا فرمان مطاع امام زمان خود را انجام دهد و بی دریغ در راه اطاعت او فرمان برداری کند و خدا می داند آن لحظه آخری که برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند با چه نیروی عجیبی خو را نگه می دارد و چگونه استقامت و بردباری از خود نشان می دهدکه امام حسین علیه السلام اسراری را به او می گوید ...(نگاهی کوتاه به زندگانی زینب کبری-سید هاشم رسولی محلاتی)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

رفتن به بالا