خانه / نبض زندگی در آیین بندگی / چطور حمدبگوییم؟

چطور حمدبگوییم؟

بعد می گوییم :

الحمد-لله:

 “حمد خدایی که پرورش دهنده کل عالم تا قیامت است”.

شکر برای خداوندی که رَبّ،پروراننده،مربی و معلم هر دو عالم هستند.

چطور حمدبگوییم؟

اگر بخواهیم شکر خدای بزرگ که هر دو عالم رابرای انسان آفریدند به جا آوریم من هم که انسانم جزءعالم هستم.اگر به این صورت حمد گفتیم چه حکمی پیدا می کند؟یعنی حمد می گوییم لله ؛برای خداوند .پروردگار که تربیت کننده و رَب دو عالم هستند،یعنی حمدشان می گویم که خداوند،این دو عالم را برای من آفریدند.

به چه دلیل می گوئیم دو عالم؟

عالمین رابه جهانیان معنی می کنیم. طبق آیه قرآن کریم جهانیان یعنی دو عالم امر وخلق.

” آگاه باش عالم خلق و امر از آن اوست”[۱]

بدون اینکه خودمان بفهمیم دقیقا به آخرت وصل هستیم یعنی یک عالم ،دنیا است و عالم دیگر آخرت. مثلا می گوینددنیا توشه آخرت است،توشه جمع کنید. کجا؟درهمین دنیا.

حضرت محمد _صلی الله علیه و آله وسلم_ :

دنیاکشتزار آخرت است.[۲]

یعنی در عین حالی که این دو عالم از هم مجزا است به هم وصل هستندو این دو جهان در ما نهفته است.

حضرت امام علی- علیه السلام:

ای انسان،آیاچنین گمان می کنی که تو جِرم و جسدکوچکی هستی،در صورتی که عالم بزرگ در تو منطوی وپیچیده شده است.[۳]

وقتی می خوابیم،قبض روح می شویم،خواب مرگ موقت است.

“خداوند روح مردم را هنگام مرگشان به تمامی باز می ستاند،و روحی که در موقع خوابش نمرده است قبض می کند.[۴]

وقتی می خوابیم ،روح کجا می رود؟می گویند :”شب خواب دیدم “،کجا رفتیم؟پس ما وقتی خداوند جهانیان را صدا می زنیم منظور فقط عالم خلق نیست،نمی توانیم دو عالم را جدا کنیم. هم  جسم هستیم هم روح.

باید چکار کنیم که شکرمان خالصانه باشد؟این را در سوره مبارکه حمد برای نماز یا فاتحه می خوانیمِ،”شکر مخصوص خداوند است”.چطور شکری ؟ یعنی عالمین رفت کنار ،عالم خلق و امر رفت کنار . جهانیان و پرورش دهنده هم همینطور.یعنی باز این صفت هم می رود کنار،فعل می رود کنار،خلق می رود کنار ،همه صفات می روند کنار ،می شود “الحمدلله ” شکر مخصوص خدای بزرگ.

شکر که مرا خلق کردی چون بخشنده هستی.چون مهربانی ؛دارم صدایت می زنم. “الحمد لله “چون دو عالم را خلق کردی و پرورش دهنده هستی. به این خاطر دارم حمدت می گویم. حالا اینها راکنار بگذاریم و بگو ئیم :

“خدایا،شکرت که خدا هستی و شکر می کنم که دارم شکر می کنم “.

در قرآن کریم آمده است که خداوندرا به هیچ زبانی نمی توانیم وصف کنیم،به هیچ زبانی نمی توانیم خدا را شکر کنیم به هیچ زبانی با هیچ کلمه ای نمی توانیم شکر کنیم.

“سبحانه و تعالی عما یصفون” :و پاک و برتر است از آنچه وصف می کنند

حق خدای بزرگ رانمی توانیم به جا بیاوریم،نمی توانیم. یعنی فقط می توانم بگویم “الحمدلله “چون باید بگویم الحمدلله ،این آیه قرآن کریم است و کلام وحی .نمی توانم که چیز دیگری بگویم،چون بایدبگویم “الحمدلله” می گویم “شکر که خدایی” همین، شکر که خدایی.

حالا اگر بگوئیم[ شکر که ]من بنده ات هستم  چه اشکالی  پیدا می کند؟یعنی مَنیَّت ،خود برتر بینی، استغفرالله . از کجا معلوم است که دارم بندگی می کنم؟از کجا مطمئنم  که من بنده خدا هستم؟شاید خداوند قبولم نداشته باشند. به چه جرأتی می گویم من بنده ات هستم؟”یا عباد”[را خود خداوند باید بگویند.]

وقتی می گویم شکر خدا که من بنده ات هستم یعنی حتما من بنده ات هستم به همین خاطر شکر می کنم،تو خدایی و من بنده ات هستم .نه،اینطور نیست،خداوندجایگاه خودشان رادارند ولی من هیچی نیستم،خدایا نمی دانم چه هستم ولی شکرت می کنم و شکر می کنم به خاطر اینکه می توانم شکر کنم،فقط. این می شود شکر خدا . نمی توانیم بگوئیم ،اصلا نمی توانیم بگوئیم که بنده ایم فقط اگر خداوند بفرمایند”یا عباد “،”یا عباد” ؛چقدر قشنگ است.

“…وَ تَابوا الی الله لَهُم البُشری فبََشِّریا عباد” [۵]:و به سوی خدا باز گشته اند،آنان را مژده باد ،پس بشارت ده به آن بندگانِ من که به سخن من گوش فرا می دهند و بهترین آن را  پیروی می کنند ،اینانند که خدایشان راه نموده و اینان همان خردمندانند.

اگر خداوند یا عباد را بگویند ما قابل “بنده بودن “هستیم ولی تا نگفته اند یا عباد ،نیستیم.به قول خواجه عبدالله انصاری:

اگر یک بار بگویی بند من           از عرش بگذرد خند ه من

اگر یک بار بگوئی بنده من یعنی چه ؟یعنی من قابل شدم ،خداوند بنده صدایم کرده اند. تا خدای بزرگ مر ابنده صدا نکرده اندنمی توانم بگویم بنده هستم ،نمی توانم بگویم، اصلا نمی توانم بگویم.

[شکر برای چه چیزی؟]

 شکر برای اینکه خلق کرد و هستی بخشید به عدم،

یعنی تشکر با اخلاص ،

اخلاص در عدم است.

اگر لحظه ای فکر کنیم کسی هستیم؛ این تشکر لحظه ای با اخلاص نخواهدبود .

وقتی” ل” می آوریم یعنی:برای خداوند ؛نه به خاطر سپاس از نعمت هایت .

در عین فقر،

بنده ای است غنی…

یک همچنین شکری.



[۱] سوره مبارکه اعراف- آیه ۵۴

[۲] میزان الحکمه-ج۴

[۳] تفسیر مخزن العرفان (بانو حاچیه امین)-ج۱-ص۴۲

[۴] سوره مبارکه زمر –آیه ۴۲

[۵] سوره مبارکه زمر آیات ۱۷و۱۸

درباره admin

و ما رأیت منه الا جمیلا... (حضرت زینب علیها السلام)همه جا همچون کوهی استوار خود را آماده کرده تا فرمان مطاع امام زمان خود را انجام دهد و بی دریغ در راه اطاعت او فرمان برداری کند و خدا می داند آن لحظه آخری که برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند با چه نیروی عجیبی خو را نگه می دارد و چگونه استقامت و بردباری از خود نشان می دهدکه امام حسین علیه السلام اسراری را به او می گوید ...(نگاهی کوتاه به زندگانی زینب کبری-سید هاشم رسولی محلاتی)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

رفتن به بالا