خانه / حکیمانه / صد نیک به یک بد نتوان کرد فراموش

صد نیک به یک بد نتوان کرد فراموش

خیار

صد نیک به یک بد نتوان کرد فراموش

روزی دهقانی نشسته بود، برزگر او خیار نوباوه آورده بود.دهقان حساب خانه برگرفت، هر یکی را یکی بنهاد و یکی به غلام داد که برپای ایستاده بود، دهقان را هیچ نماند و غلام خیار می خورد،… غلام را گفت پاره از آن خیار به من ده، غلام پاره از آن خیار به خواجه داد.دهقان چون به دهان برد تلخ یافت، گفت ای غلام خیاری بدین تلخی را بدین خوشی می خوری؟ گفت از دست خداوند ی که چندین گاه شیرین خورده باشم به یک تلخی چه عذر دارم که رد کنم؟

از دوست بهر چیز چرا بایدت آزردت           کین عشق چنین باشد که شادی گه درد

گر خوار کندمهتر خواری نبود عیب           گر باز نوازد شود ان داغ جغا سرد

صدنیک به یک بد نتوان کرد فراموش         گر خار بر ندیشی خرما نتوان خورد

اوخشم همی گیرد تو عذر همی خواه         هر روز بنو یار دگر می نتون کرد

 

(اسرار التوحید،فی مقامات الشیخ ابی سعید،ص۶۳)

 

درباره admin

و ما رأیت منه الا جمیلا... (حضرت زینب علیها السلام)همه جا همچون کوهی استوار خود را آماده کرده تا فرمان مطاع امام زمان خود را انجام دهد و بی دریغ در راه اطاعت او فرمان برداری کند و خدا می داند آن لحظه آخری که برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند با چه نیروی عجیبی خو را نگه می دارد و چگونه استقامت و بردباری از خود نشان می دهدکه امام حسین علیه السلام اسراری را به او می گوید ...(نگاهی کوتاه به زندگانی زینب کبری-سید هاشم رسولی محلاتی)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

رفتن به بالا