عشق در قرآن

عشق در قرآن

 

برخی اظهار داشته‌اند که در قرآن تنها از اطاعت و عبادت خدا برای رغبت به بهشت و خوف از دوزخ سخن رفته؛ نه برای عشق به خدا و لذا اطاعت و عبادت خدا برای عشق به او بدعتی صوفیانه است.
ما در این پست قصد داریم، کلیدواژه‌های نشان‌دهنده آیات مربوط به عشق الهی و لوازم آن را معرفی کنیم و برای هریک نمونه‌ای به دست دهیم که طی آنها عبادت و اطاعت خدا برای عشق به او مورد ستایش قرار گرفته و حتی از عبادت و اطاعتی که به طمع بهشت و خوف از دوزخ باشد، برتر معرفی شده است؛ چنان که همین مضمون در روایات معصومین(ع) نیز آمده است. اگرچه لفظ عشق در قرآن به کار نرفته است؛ اما معادل‌های آن در قرآن به چشم می‌خورد. قدر مشترک این معادل‌ها عبارت از دوست داشتن خدا و لوازم آن است. از لوازم عشق به کسی این است که عاشق می‌خواهد معشوق را دیدار کند و همیشه نزد او باشد و از او سخن بگوید و کاری کند که او خشنود شود.

الف. معادل‌های معنای اصلی عشق در قرآن
باید دانست که هیچ کلمه‌ای در قرآن نیست که مترادف کامل عشق به خدا باشد، جز ترکیب «حب شدید» که آیه مربوط در ذیل آمده است؛ اما مترادف‌های ناقص آن که مفید معنای دوستی و علاقه به خداست، متعدد است که برخی از مهم‌ترین آنها عبارت از «حبّ» و «ودّ» و «ولایت» است که اینک شواهد آن می‌آید:
۱٫ حبّ؛ مانند: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ(سوره بقره، آیه ۱۶۵)؛ و برخی از مردم از غیر خدا همتایانی را برمی‌گزینند. آنان را همسان دوست داشتن خدا دوست دارند و حال آن که مؤمنان خدا را بیش از هر چیز دوست دارند.
۲٫ ودّ؛ مانند: إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا (سوره مریم، آیه۹۶)؛ خدای رحمن برای کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند، دوستی قرار می‌دهد.
۳٫ ولایت؛ مانند: أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (سوره یونس، آیه۶۲)؛ آگاه باشید که دوستان خدا نه می‌ترسند و نه اندوهگین می‌شوند.

ب. معادل‌های لوازم عشق به خدا در قرآن
چنان که آمد، لوازم عشق به خدا عبارت‌اند از: دوست داشتن قرب الهی؛ خشنود ساختن خدا(ابتغاء مرضات الله، اراده وجه الله)؛ از غیر خدا بریدن و به او پیوستن(تبتل الی الله)؛ به خدا چشم دوختن(نظر الی الربّ)؛ طلب دیدار خدا داشتن(رجاء لقاء ربّ)؛ یاد خدا کردن( ذکر الله) و خدا را از عیب منزه شمردن( تسبیح ربّ).
۱٫ قرب الله؛ نظیر: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَهً نَزِدْ لَهُ فیها حُسْناً (سوره شوری، آیه۲۳)؛ من از شما پاداشی نمی‌خواهم، مگر این که بخواهید به خدا نزدیک شوید و هرکه کار نیکی انجام دهد، برایش می‌افزاییم.
* وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ (سوره علق، آیه ۱۹)؛ سجده کن و نزدیک شو!
* وَ نادَیْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ اْلأَیْمَنِ وَ قَرَّبْناهُ نَجِیّاً (مریم، آیه۵۲)؛ و ما از جانب راست کوه او را فریاد کردیم و او را به خود نزدیک کردیم؛ چنان که با او در گوشی سخن گفتیم.
*‏وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ (*) أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ (سوره واقعه، آیه۱۰-۱۱)؛ پیش‌تازان پیش‌تازان به خدا نزدیک‌اند.
۲٫ ابتغاء مرضات الله؛ مانند: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ (سوره بقره، آیه۲۰۷)؛ و برخی از مردم خود را برای جستن خشنودی خدا می‌فروشند و خدا به بندگان مهربان است.
نیز مانند: وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا اْلأَنْهارُ خالِدینَ فیها وَ مَساکِنَ طَیِّبَهً فی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ(سوره توبه، آیه۷۲)؛ خدا مردان و زنان مؤمن را به باغ‌هایی وعده داده است که در آنها نهرهایی روان است و در آن جاودان‌اند و منزل‌های پاکیزه در باغ‌های عدن است، و خشنودی خدا از آنها برتر است. آن کامیابی بزرگ است.
۳٫ ابتغاء وجه الله؛ مثل: وَ ما تُنْفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ (سوره بقره، آیه۲۷۲)؛ و انفاق نمی‌کنید جز برای جستن خشنودی خدا و هر مالی که انفاق کنید، به شما به طور کامل باز پس داده می‌شود و به شما ستم نمی‌شود.
۴٫ اراده وجه الله؛ مانند: فَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ ذلِکَ خَیْرٌ لِلَّذینَ یُریدُونَ وَجْهَ اللَّهِ (سوره روم، آیه۳۸)؛ حق خویشاوند و بیچاره و راه‌مانده را بدهید! این برای کسانی که خشنودی خدا را می‌خواهند، بهتر است
* إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً (سوره انسان، آیه۹)؛ ما شما را جز برای خشنودی خدا غذا ندادیم و لذا از شما نه پاداش می‌خواهیم و نه سپاسگزاری.
۵٫ تبتّل الی الربّ؛ نظیر: وَ اذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَ تَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتیلاً(سوره مزمل، آیه۸)؛ نام پروردگارت را یاد کن و از دیگران ببر و به او بپیوند!
۶٫ رجاء لقاء الله؛ مانند: فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً(سوره کهف، آیه۱۱۰)؛ هرکه دیدار پروردگارش را امید داشته باشد، باید عملی صالح انجام دهد و تنها خدا را عبادت کند و کسی دیگر را با او همتا نگیرد!
* لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیراً (سوره احزاب، آیه۲۱)؛ در رسول خدا الگویی نیکو برای شماست، برای هرکه به خدا و روز دیگر امید داشته باشد و خدا را بسیار یاد کند.
۷٫ نظر الی الله؛ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَهٌ (*) إِلى رَبِّها ناظِرَهٌ (سوره قیامت، آیه۲۳)؛ در روز قیامت چهره‌هایی خرّم‌اند و به پروردگارشان می‌نگرند.
۸٫ ذکر الله؛ مانند: إِنَّنی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنی وَ أَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْری (سوره طه، آیه۱۴)؛ من خدایم. جز من خدایی نیست. نماز را برای یادکردن من به پا دار!
*‏وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَهً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ أَعْمى (سوره طه، آیه۱۲۴)؛ هرکه از یادکردن من روی بگرداند، زندگی تنگی دارد و روز قیامت او را کور محشور می‌کنیم.
* أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (سوره رعد، آیه۲۸)؛ آگاه باشید که با ذکر خدا دل‏ها آرام می‏گیرد.
۹٫ تسبیح الله؛ مثل: وَ مَنْ عِنْدَهُ لا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا یَسْتَحْسِرُونَ (*)  یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لا یَفْتُرُونَ (سوره انبیاء، آیه۱۹-۲۰)؛و کسانی که نزد خدایند، نه از عبادتش سر بر می‌تابند و نه خسته می‌شوند. شب و روز تسبیح می‌کنند و فاصله نمی‌اندازند.

چند نکته:

آنچه در اینجا ضروری می‌نماید که بیان شود، به این قرار است:

۱٫ کاربرد مضمون عشق در قرآن
همان طور که ملاحظه شد، در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که طی آنها عبادت و اطاعت خدا برای عشق به او مورد ستایش قرار گرفته است و نه برای طمع به بهشت یا خوف از دوزخ.

۲٫ برتری عشق به خدا بر انگیزه‌های دیگر
چنان که مشاهده شد، در قرآن طلب رضوان الهی از طمع به بهشت یا خوف از دوزخ برتر شمرده شده است: رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ(سوره توبه، آیه۷۲)؛ خدا از آنها برتر است. آن کامیابی بزرگ است.

۳٫ جواز استفاده از تعابیر حسی و بشری درباره عشق به خدا
ملاحظه شد که در قرآن تعابیری حسی و بشری چون قرب به خدا، لقای خدا و نظر به خدا به کار رفته است و اگرچه این تعابیر به معنای حقیقی حسی استعمال نشده اند و مراد از آنها معنایی مجازی و غیرحسی است، اما به هرحال کاربرد این تعابیر درباره خدا نشان می‌دهد که هیچ اشکالی ندارد، ما از خدا با همان تعابیر حسی و بشری خود تعبیر کنیم؛ منتها باید بدانیم که خدا مانند هیچ چیزی از چیزهایی که ما می‌شناسیم و حسی هستند، نیست: «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ(سوره شوری، آیه۱۱)؛ خدا مانند هیچ چیزی نیست.» بنابراین وقتی از لقای ربّ و نظر به او سخن می‌رود، به این معنا نیست که او با چشم سر دیده می‌شود: «لا تُدْرِکُهُ اْلأَبْصارُ(سوره انعام، آیه۱۰۳)؛چشم او را درنمی‌یابند.» بلکه به این معناست که حاصل و نتیجه دیدن در آدمی پدید می‌آید که عبارت از لذت و شیدایی و عشق به اوست.
به این ترتیب روشن می‌شود که چنین تعابیری تشبیه خدا به خلق به معنای مردودش نیست؛ زیرا در این تشبیهات خدا عین مخلوق دانسته نمی‌شود و چون بشر ناگزیر از شناخت خداست و شناخت نیز جز از رهگذر همین تعابیر حسی و بشری ممکن نیست، استفاده از این تعابیر اجتناب ناپذیر است.

۴٫ هم‌سنخی عشق الهی با عشق بشری
با نظر به این که همین مفاهیم بشری درباره خدا به کار رفته است و حتی با این مفاهیم مقایسه شده است، باید گفت که میان عشق انسان به خدا و عشق او به غیر خدا قدر مشترک و سنخیت وجود دارد. علامه طباطبای از عبارت « وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ(سوره بقره، آیه ۱۶۵)» چنین استفاده کرده است که چون عبارت « أَشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ» به نحو صفت تفضیلی به کار رفته، حاکی از این است که حبّ انسان به خدا با حبّ انسان به دیگران هم‌سنخ و از یک جنس است. وقتی گفته می‌شود، مؤمنان به خدا بیش‌تر از دیگران محبت دارند، معنایش این است که همان محبتی که به دیگران دارند، به خدا دارند؛ اما محبت آنان به خدا بیش‌تر است؛ به گونه‌ای که اگر محبت او به خدا با محبتش با دیگران تعارض داشت، محبت به خدا را ترجیح می‌دهند.

به نقل از http://asheqi.parsiblog.com

درباره admin

و ما رأیت منه الا جمیلا... (حضرت زینب علیها السلام)همه جا همچون کوهی استوار خود را آماده کرده تا فرمان مطاع امام زمان خود را انجام دهد و بی دریغ در راه اطاعت او فرمان برداری کند و خدا می داند آن لحظه آخری که برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند با چه نیروی عجیبی خو را نگه می دارد و چگونه استقامت و بردباری از خود نشان می دهدکه امام حسین علیه السلام اسراری را به او می گوید ...(نگاهی کوتاه به زندگانی زینب کبری-سید هاشم رسولی محلاتی)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

رفتن به بالا