خانه / معصومین علیهم السلام / پیامبران / غیبت صالح پیامبر علیه السلام

غیبت صالح پیامبر علیه السلام

او می آید1

 

 

 

 

 

 

 

 

غیبت صالح پیامبر علیه السلام

زید شحّام از امام صادق علیه السلام روایت کند که فرمود: ‌صالح زمانی از میان قوم خود غیبت کرد و روزی که غایب شد مردی کامل و خوش اندام و انبوه ریش و لاغر میان و سبک‌گونه و در میان مردان، متوسط القامه بود. و چون نزد قومش برگشت او را از صورتش نشناختند، ‌به سوی قومش برگشت در حالی که مردم سه دسته بودند: ‌منکرانی که هرگز برنگشتند؛ کسانی که اهل شک و تردید بودند؛ و دیگرانی که اهل ایمان و یقین بودند. و صالح علیه‌السلام  هنگامی که برگشت ابتدا به دعوت اهل شک و تردید پرداخت و به آنها گفت:‌ من«صالح»‌ هستم، اما او را تکذیب کردند و دشنام دادند و راندند و گفتند: ‌خدا از تو بیزار باد، ‌صالح به شکل تو نبود، ‌فرمود: ‌آنگاه که به نزد منکران آمد، ‌آنان نیز سخن او را نشنیدند و به سختی از وی دوری کردند، سپس به نزد دسته سوم رفت که اهل ایمان و یقین بودند و به آنها گفت:‌ من«صالح » هستم، ‌گفتند: برای ما خبری بازگوی تا شک ما مرتفع شود و ما شکی نداریم که خدای تعالی خالقی است که هرکسی را که بخواهد به هر شکلی در می‌آورد و به ما خبر داده‌اند و نیز در میان خود نشانه‌های قائم را آنگاه که بیاید بررسی کرده‌ایم، ‌آن شتر چه نشانه‌هایی داشت؟ ‌و صالح گفت: ‌یک روز او آب را می‌نوشید و یک روز شما، ‌گفتند: ‌به خدا و آنچه آورده‌ای ایمان آوردیم و در چنین حالی است که خدای تعالی فرموده است: ‌« ان صالحا مرسل من ربه» (اعراف ۷۶و۷۷).

و اهل یقین گفتند: ‌ما به آنچه فرستاده شده است ایمان داریم و مستکبران که همان شک‌کنندگان و منکران بودند گفتند: ‌ما به کسی که شما بدان ایمان آوردید کافریم. راوی گوید: ‌گفتم: آیا در آن روز در میان آنها عالمی به صالح بود؟ ‌فرمود: ‌خدا عادل‌تر از آن است که زمین را بدون عالم گذارد که مردم را به خدای تعالی راهبری کند و آن قوم بعد از خروج صالح تنها هفت روز درحال بلاتکلیفی به سر بردند که امامی را نمی‌شناختند ولی آنها به همان دین خدای تعالی که دردستشان بود عمل می‌کردند و با هم متحد بودند و چون صالح علیه‌السلام ظاهر شد دور او جمع شدند و همانا مَثَل قائم مَثَل صالح علیه‌السلام است.

(شیخ صدوق،‌ کمال الدین تمام النعمه)

درباره admin

و ما رأیت منه الا جمیلا... (حضرت زینب علیها السلام)همه جا همچون کوهی استوار خود را آماده کرده تا فرمان مطاع امام زمان خود را انجام دهد و بی دریغ در راه اطاعت او فرمان برداری کند و خدا می داند آن لحظه آخری که برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند با چه نیروی عجیبی خو را نگه می دارد و چگونه استقامت و بردباری از خود نشان می دهدکه امام حسین علیه السلام اسراری را به او می گوید ...(نگاهی کوتاه به زندگانی زینب کبری-سید هاشم رسولی محلاتی)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

رفتن به بالا