خانه / حکیمانه / فقط طلا قبول می کنم

فقط طلا قبول می کنم

شمش

فقط طلا قبول می کنم

سفیر انگلستان برای مدرس چکی فرستاد به این امید که شاید او نیز خود را به پول بفروشد! مدرس پرسید این چیست؟‌ آورنده گفت :این چک است. آن را به بانک داده و پول می گیرند. مدرس خنده ای کرد و گفت : ‌به سفیرتان بگویید که من فقط سکه طلا قبول می کنم، ‌آن هم به شرطی که سکه ها را بر روی شتر بار کنند و در روز روشن برایم بیاورند. وقتی سفیر انگلستان از جواب مدرس اطلاع یافت، ‌گفت : من می دانم او پول نمی خواهد بلکه در صدد است تا آبروی ما را در دنیا ببرد.

 

درباره admin

و ما رأیت منه الا جمیلا... (حضرت زینب علیها السلام)همه جا همچون کوهی استوار خود را آماده کرده تا فرمان مطاع امام زمان خود را انجام دهد و بی دریغ در راه اطاعت او فرمان برداری کند و خدا می داند آن لحظه آخری که برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند با چه نیروی عجیبی خو را نگه می دارد و چگونه استقامت و بردباری از خود نشان می دهدکه امام حسین علیه السلام اسراری را به او می گوید ...(نگاهی کوتاه به زندگانی زینب کبری-سید هاشم رسولی محلاتی)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

رفتن به بالا