خانه / مناسبت ها / مراقبه ماه مبارک رمضان

مراقبه ماه مبارک رمضان

images (1)

از امیر المؤمنین علیه السلام روایت شده که نگویید:”رمضان” زیرا شما نمی دانید “رمضان” چیست و هر که چنین گوید باید با صدقه دادن و روزه گرفتن کفاره دهد، به جای “رمضان” همانگونه که خداوند فرموده بگویید ماه رمضان”.

از مهمترین وظایف سالک مراقب درباره این ماه بزرگ این است که حق این ماه را –که خداوند در آن رهروان راه خویش را به میهمانی فرا خوانده است –بشناسد، نیز معنی درست روزه و مناسبت آن با میهمانی خدا را دریابد، و پس از این دریافت و شناختها بکوشد تا برای به دست آوردن رضایت میزبان خود، خداوند بزرگ، همه رفتار و اعمال خویش را با اخلاص و خلوص همراه سازد.

آثار و خواص روزه و گرسنگی

گرسنگی کشیدن –که پیداترین رکن روزه است- برای سالک مراقب و راهرو راه خدا، بهره های فراوان و بی شماری از پی دارد، هم از نظر معرفت و شناخت خداوندو هم ا زنظر پرورش معنو ی و کمال نفسانی، و در فضیلت آن در اخبار و احادیث نیز سخنان بسیار آمده است که بجاست نخست پاره ای از آن روایات را بیاوریم .سپس درباره علت و حکمت آن سخن بگوییم.

از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت شده “از راه گرسنگی و تشنگی با نفس خود جهاد کنید،که پاداش آن همانند پاداش کسانی است که در راه خدا جهاد کرده اند، همانا که هیچ کاری نزد خدا از گرسنگی و تشنگی کشیدن ، محبوبتر نیست.

نیز فرمود: آن که بیش از دیگران گرسنگی کشد و بیش از دیگران به خدا بیندیشد، در قیامت نزد خدا والاترین پایگاه را دارد.

نیز آن بزرگوار به اسامه فرمود :اسامه! اگر می توانی به گونه ای رفتار کنی که وقتی ملک الموت به سراغت بیاید شکمت گرسنه و جگرت تشنه باشد، این کار را بکن، که با این کار والاترین پایگاه را به دست می آوری، با پیامبران همراه می شوی،و با پرواز روحت فرشتگان را شاد می سازی و درود خدا را برای خود می خری.

نیز فرمود:شکمهای خویش را گرسنه نگه دارید و بر بدنهای خویش سخت گیرید،شاید دلهاتان به دیدار خدا توفیق یاد.

در حدیث معراج نیز آمده است :ای احمد ! آیا می دانی که میراث و پیامد روزه چیست؟ گفت :نه، فرمود: میراث و پیامد روزه کم خوری و کم گویی است، سپس درباره میراث و پیامد سکوت و کم گویی فرمود: پیامد سکوت حکمت است و پیامد حکمت معرفت است و پیامد معرفت، یقین است و انسان آنگاه که به مقام یقین برسد دیگر باک نداردکه چگونه روز را می آغازد ، با سختی یا با آسانی ، در بلا یا در راحت ؟ چنین است حال آنان که به مقام رضا می رسند ، و هرکس به این مقام رسد سه خصلت جدای ناشدنی با او همراه می کنم: شکر ی نیالوده با جهل، ذکری نیامیخته با فراموشی . محبتی نیامیخته با محبت دیگران ، و آنگه مرا چنین دوست بدارد و دوستی دیگران را بر دوستی من نگزیند، من نیز او را دوست می دارم و دیگران را نیز دوستدار او می سازم چشم دلش را می گشایم تا جلال عظمت مرا تماشا کند ، دانش و معرفتی را که به بندگان ویژه خود داده ام ، از او دریغ نمی دارم، در تاریکی شب و روشنایی روز با او به نجوا می نشینم و با او هم سخن می گردم تا آنکه از هم سخنی و همنشینی با دیگران دل بردارد، او را شنوای سخن خویش و سخن فرشتگان خویش می سازم ، و سِرّ خویش را –که از دیگران پنهان داشته ام – بر او آشکار می سازم…(تا آنکه فرمود) عقل او را درمعرفت خویش غرقه می سازم ، و خود جای عقل او می نشینم، آنگاه مرگ و سکرات و سختیهای آن را بر او آسان می سازم تا آرام و ایمن به بهشت گام گذارد و ..و آنگاه که ملک الموت بر او فرود آید ، بدو گوید: خوشا بر تو! خوشا بر تو ! خوشا بر تو! خداوند در اشتیاق و انتظار تو است ..(تا آنکه فرمود): و خدا به او می فرماید: این است بهشت من، در آن آرام گیر، و این است همسایگی من در آن فرود آی .روح می گوید: خدای من! خویش را به من شناساندی، و من با شناخت تو از همه مخلوقات تو بی نیاز شدم، به عزت و جلالت سوگند که اگر کسب رضای تو در این بود که من پاره پاره شوم و یا هفتاد بار به دردناکترین گونه کشته شوم ، باکی نبود که رضای تو برای من از هر چیز دیگر محبوبتر و خواستنی تر است،…(تا آنکه فرمود) خدای به او می گوید: به عزت و جلالم سوگند که دیگر هرگز میان خود و تو حجابی قرار نمی دهیم ، تا هر گاه که خواستی بر من وارد شوی، این است رفتار من با دوستانم.

..علمای علم اخلاق[بنا به روایات] برای گرسنگی فواید فراوانی یاد کرده اند که در زیر پاره ای از آنها را می آوریم:

۱٫صفای دل و تیز فهمی، زیرا از پر خوری و سیری حالتی مستی گونه به آدمی دست می دهد که در اثر آن فهم سنگین و کند می گردد و سرعت انتقال و زود فهمی از دست می رود، و در نتیجه قلب کور می گردد و گرسنگی به عکس ذهن را تیز می نماید؛ به ضمیر تمیزمی دهد و دل را برای پذیرش معرفت آماده می سازد

پیامبر صلی الله علیه و آله : هرکس شکم خویش را گرسنه دارد، فکرش اوج می گیرد و اندیش هاش توانا می شود.

۲٫از دیگر آثار کم خوری تواضع و فروتنی و خود شکنی و خاکساری است و رهایی از غرور و بادسری و خود بزرگ بینی و کبر ورزی ، زیرا اینها همه سرچشمه طغیان و سرکشی و بدبندگی اند و آنکسی که با گرسنگی از این آفات رها شود، برای فرو تنی و تسلیم و خصوع در برابر حق آماده خواهد بود.

۳٫از دیگر آثار کم خوری پایین آمدن و فرو کشیده شدن شدت شهوت و دیگر انگیزه هایی است که آدمی را به گناه می افکند و به انجام نارواییها فرا می خوانند.می دانیم که گناهان و نارواییها بیشتر پیامد شهوت کلام ،شهوت جنسی و دیگر شهوتهایند، بنابراین شکستن این شهوتها با گرسنگی کشیدن، می تواند ما را از در افتادن به بسیاری از خطر گاه های گناه رها سازد.

۴٫از دیگر آثار کم خوری ،کم خوابی است، می دانیم که پر خوابی یکی از بزرگترین عوامل ضایع ساختن و هدر دادن عمر ما، یعنی سرمایه تجارت آخرت ماست، اما گرسنگی کشیدن خواب را کم می کند،زمینه بیداری و شب زنده داری را که اصل هر خیری است فراهم می سازد و آدمی را برای عبادت و نیایش که نردبان رسیدن به مقام محمود است یاری می دهد.

۵٫از دیگر آثار آن ،آسان سازی عبادت و بلکه بندگی است ، زیرا کسی که عادت به کم خوابی دارد وقتهای بسیاری را که برای صرف دفع و تخلیه و تهیه و پخت و پز طعام نماید، نیز وقتهایی را که باید صرف معالجه و مداوا سازد-زیرا بسیاری از امراض، معلول پرخوری و شکم بارگی هستند- همه را در راه عبادت و بندگی به کار می بندد، افزون بر اینکه به مشکلات و سختیهایی که در راه فراهم نمودن طعام و معالجه و مداوا و ..نیز هست، گرفتار نمی آید ، یعنی هم فرصت بیشتری دارد و هم آسایش افزونتری.

۶٫از دیگر آثار آن ، توانایی آدمی است بر بذل و بخشش و صدقه ، و حج و زیارت و دیگر عباداتی که به پرداخت هزینه نیازدارد، زیرا هزینه های بسیاری را که صرف خورد و خوراکهای غیر لازم و با صرف معالجه و مداوای امراضی که پیامد آنها هستندمی شود، می توان در راه های عبادی یاد شده خرج کرد.

فواید یاد شده آن چنان ارجمندند که فکر ما را توان دریافت تفصیل آنها نیست، بویژه فایده نخست ، یعنی صفای قلب و تیزی ذهن و فکر، زیرا فکر به منزله نتیجه و دیگر اعمال و رفتار ما به منزله مقدمات هستند، فکر خود سِیر است و دیگر اعمال و رفتار ، مقدمات و زمینه های این سیر، از اینجاست که در روایت آمده است یک لحظه تفکر از هفتاد سال عبادت برتر است

(منبع: المراقبات فی اعمال السنه،مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی)

صلی الله علی محمد و آل محمد

 

درباره admin

و ما رأیت منه الا جمیلا... (حضرت زینب علیها السلام)همه جا همچون کوهی استوار خود را آماده کرده تا فرمان مطاع امام زمان خود را انجام دهد و بی دریغ در راه اطاعت او فرمان برداری کند و خدا می داند آن لحظه آخری که برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند با چه نیروی عجیبی خو را نگه می دارد و چگونه استقامت و بردباری از خود نشان می دهدکه امام حسین علیه السلام اسراری را به او می گوید ...(نگاهی کوتاه به زندگانی زینب کبری-سید هاشم رسولی محلاتی)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

رفتن به بالا