خانه / نبض زندگی در آیین بندگی / مسلمان وموحد کیست؟

مسلمان وموحد کیست؟

ما مسلمان و موحدیم اما توحید در زندگی ما نیست
حضرت آیت الله جوادی آملی : در بحث های قبل هم عرض کردیم که ما مسلمان و موحدیم اما توحید در زندگی ما نیست، در نماز و روزه و حج و عمره ما هست اما در زندگی ما نیست موحدانه زندگی نمی کنیم، نشانه اش هم این است که مواظب حرف های مان نیستیم، اگر یک سبد میوه ای به ما برسد می گوییم چیست می گویند میوه است می گوییم کی داد می گویند فلان باغبان همین، به جای این که بگوییم کی آورد می گوییم کی داد، این فرهنگ ما است، اصلا نمی دانیم چگونه باید حرف بزنیم، یک عده معتقدند که دین از سیاست جدا است ولی ما متأسفانه عملا معتقدیم که دین از زندگی جدا است، در نماز و روزه خدا را عبادت می کنیم اما باید بدانیم اگر چیزی به ما داده شده خدا داده است.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بیان داشت: بیان نورانی حضرت امیر سلام الله علیه که بارها خوانده شد فرمود «المسکین رسول الله» یعنی این نیازمندی که درِ خانه شما آمده خودش نیامده او را فرستاده اند، این را فرستاده اند درِ خانه شما ببینند چه کار می کنید، اگر مسکین رسول خدا است معطی و باذل هم رسول خدا است، این بیان نورانی حضرت در نهج البلاغه اختصاصی به فقرا ندارد، اغنیا هم همین طور است، کسی که آمد بگیرد خدا او را فرستاده است که ما را بیازماید کسی هم که آمد بدهد خدا او را فرستاده که ما را بیازماید «وَ نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَهً».

یادی از اساتید و مردان الهی
نمی دانم شما با مردان الهی و اوحدی از انسان ها برخورد کرده اید یا نه، آنها در حرف های شان به واقع موحد بوده اند، نمی خواستند مقدس مئابانه زندگی کنند می خواستند موحدانه زندگی کنند، ما از آن بزرگان نشنیدیم که بگویند فلان کس داد، می گفتند فلان کس آورد و این زحمت را کشید.
حضرت آیت الله جوادی آملی گفت: این حرف قارونی است که بگوییم ۴۰ ـ ۵۰ سال زحمت کشیدیم و عالم شدیم، این اصطلاح ناروای دود چراغ خوردن همین است، قارون هم که بیش از این نگفته بود و نمی گفت، می گفت «إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِی»، خودم زحمت کشیدم و پیدا کردم، بسیاری از ما اسلامی حرف می زنیم ولی قارونی فکر می کنیم، ما هم خیال می کنیم خودمان زحمت کشیدیم، خیلی ها آمدند حوزه ولی چیزی نشدند، خیلی ها رفتند دانشگاه چیزی نشدند، خیلی ها رفتند بازار چیزی نشدند، این طور نیست که هر کس برود جایی چیزی گیرش بیاید، اگر بگوییم «إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِی» همان اسلامی حرف زدن و قارونی فکر کردن است باید بگوییم ««مابنا من نعمه فمن الله».
وی ادامه داد: هم در قرآن هست و هم اهل بیت علیهم السلام دستور دادند در نماز و بعد از نماز در تعقیبات بگوییم «اللهم ما بنا من نعمه فمنک»، این برای تنها ثواب بردن نیست، ثواب را بالاخره می دهند، عمده آن است که این دین در زندگی ما بیاید که اگر آمد راحت هستیم، نه از گرانی می رنجیم نه از تحریم، چون او دارد ما را اداره می کند، به واقع اگر باور کردیم که تمام مار و عقرب عالم پیش خدا روزی دارند، شرق و غرب عالم بخواهند ایران را تحریم کنند اثر ندارد، ما باور نکردیم این حرف ها را، مگر آنها رازقند؟ خدا در قرآن به صورت «عَلَی» فرمود «وَ مامِنْ دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها»؛ تمام مار و عقرب ها عائله مندند و من عهده دار روزی آن ها هستم، این خدا است.
این استاد عالی حوزه علمیه قم خاطر نشان کرد: چون دین در زندگی ما نیست اگر شنیدیم یک مخذولِ منکوبِ ملعونِ ازل و ابد در صدد تحریم است می رنجیم و می گوییم چه خواهد شد؟ هیچ نخواهد شد، خداوند فرمود اگر شما به راه باشید، «وَلَو أَنّ اَهلَ القُری آمَنُوا وَ اتَّقوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرکات منَ السَّماءِ وَ الاَرض»، ما مسلمانیم ولی متأسفانه با این عقیده که دین از زندگی جدا است، روش ما [به اشتباه] این است که دین در نماز و روزه است و زندگی امر عادی است.
حضرت آیت الله جوادی آملی گفت: این که می بینید گاهی در حوزه ها گفته می شود این مطلب عقلایی و بشری است و دین آن را امضا کرده، گوشه ای از همان مکتب ناروا است، این چنین نیست که بشر واقعا از خودش چیزی داشته باشد و دلیل نقلی آن را امضا کرده باشد، دلیل نقلی کشف می کند که انسان از راه دلیل عقلی چیزی را کشف کرده است.

هیچ غده ای بدتر از ثروت نیست
این استاد عالی حوزه علمیه قم با اشاره به مال و ثروت گفت: هیچ چیز بدتر از داشتن نیست، این را بدانید، هیچ غده ای بدتر از ثروت نیست، خدا فرمود «وَ لا تُعْجِبْکَ أَمْوالُهُمْ وَ أَوْلادُهُمْ إِنَّما یُریدُ اللَّهُ أَنْ یُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الدُّنْیا»، وجود مبارک حضرت امیر علیه السلام درباره آیه ای که فرمود اگر کسی عمل صالح انجام دهد و مؤمن باشد «فلنحیینه حیاه طیبه»؛ فرمود حیات طیبه «هی القناعه»، فرمود «استغنائک عن الشیء خیر من استغنائک به» این از بیانات نورانی حضرت در نهج البلاغه است، فرمود بی نیازی از چیزی بهتر از بی نیازی به وسیله او است، این فرهنگ اگر در جامعه ما رشد کند و با قناعت یعنی حیات طیبه زندگی کنیم هم بیراهه نمی رویم و هم راه کسی را نمی بندیم.
وی گفت: اگر در کلمات فقهای ما رضوان الله علیهم گفته می شود که این مطلب بشری است و شارع امضا کرده است یعنی قبلا خدای سبحان به وسیله چراغ عقل و فطرت این مطلب را به بشر آموخت و به وسیله چراغ نقل به ما فرموده است که من قبلا به بشر گفته ام و همان را امضا می کنم.
مفسر برجسته قرآن کریم درباره تقاضای حضرت موسی نسبت به برادرش هارون علیهما السلام به دلیل افصح بودنش، گفت: اگر غرض این باشد که بگوید او مرا تأیید کند که فصیح تر بودن او معنی ندارد، کسی را می خواهم که حرف های مرا در جامعه خوب تعیین کند که دعوت به چیست و دعوی به چیست و برادر من این گونه است و این نشان دهنده این مطلب است که هنر سهم تعیین کننده ای در تبلیغ دین دارد، خداوند هم فرمود شما را یاری و مسلط می کنیم.
استاد عالی حوزه علمیه قم خاطر نشان کرد: فرعون در پاسخ چند حرف دارد، گفت این سحر است، شما با نیرنگ این را به خدا افترا بسته اید، ما ساحر زیاد داریم ولی افترا نمی زنند، سوم معیار تکذیب و تأیید ما هم مشخص است، اگر چیزی را بخواهیم تأیید کنیم باید بگوییم «إنا وجدنا آبائنا علی أمه» چیزی را هم که بخواهیم تکذیب کنیم می گوییم «مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِی آبَائِنَا الأوَّلِینَ»، معیار اثبات و نفی ما فعل و ترک نیاکان ما است، این تقلید محض در هویت آل فرعون رخنه کرده است.
حضرت آیت الله جوادی آملی گفت: امام صادق علیه السلام می فرماید امت اسلامی یا تکذیب دارد یا تصدیق و هر دو باید برهان داشته باشد، «إن الله خَصَّ أو حصّن أو حض طبق قرائت سه نسخه، عباده بآیتین من کتابه»؛ با دو آیه مرزبندی کرده و سیم خاردار کشیده است «أن لا یقولوا على اللَّه الا الحق» اگر خواستی حرف بزنی تا برهان حکیمانه یا فقیهانه نداشتی حرف نزن، اگر هم خواستی چیزی را نفی کنی «بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه» باید برهان داشته باشی، این می شود جامعه علمی، فلان کس چنین گفته است، گمانم این است، این می شود با هوس زندگی کردن، همان جاهلیت است به صورت دیگر، نفی و اثبات فرعونیت و جاهلیت به تقلید باطل است.(منبع:سایت جامع تبلیغ)

درباره admin

و ما رأیت منه الا جمیلا... (حضرت زینب علیها السلام)همه جا همچون کوهی استوار خود را آماده کرده تا فرمان مطاع امام زمان خود را انجام دهد و بی دریغ در راه اطاعت او فرمان برداری کند و خدا می داند آن لحظه آخری که برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند با چه نیروی عجیبی خو را نگه می دارد و چگونه استقامت و بردباری از خود نشان می دهدکه امام حسین علیه السلام اسراری را به او می گوید ...(نگاهی کوتاه به زندگانی زینب کبری-سید هاشم رسولی محلاتی)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

رفتن به بالا