خانه / نمی از باران / تفسیر / و به آخرت یقین دارند

و به آخرت یقین دارند

و بالاخره هم یوقنونimages (5)آسمان شب

قیامت را آخرت نامیده اند بمناسبت آنکه اول نشأ جسمانی بشر عالم دنیا است و عالم قیامت نسبت بانسان آخر بحساب می آید ، و نیز ابتداء وجود جسمانی وی در نازل ترین مراتب

خلقت تکون یافته که ازماده و هیولی عناصر تعبیه شده این است که دنیا مأخوذ از دنوّ و پستی است و آخرت آخر مرتبه و آخر درجه کمال بشری است و آخر درجه صعود روحانی

وی بشمار می رود که پس از آنکه انسان قطع منازل و مراحل نمود از مرتبه روحانیات فرود آمد و در کسوت و لباس ماده در آمد و در عالم طبیعت توطن کرد و با مواد عنصری

آمیزش نمود و پس از آن از آنجا نیز سفرکرد و منازلی طی نمود، از مرتبه جمادی به نباتی به  حیوانی،از حیوانی به انسانی، و اگر موفق گردید و موقعیت خود را شناخت در درجات

کمال سیر می نماید، از ربته انسانی صعود می نماید به مرتبه ملکوتی و از مرتبه ملکوتی به جبروتی تا برسد به آخر مرتبه کمال و مرتبه ای که بشر را ممکن است فوز به آن .

این است که قیامت را آخرت نامند زیرا آخر است نسبت به دنیا و نسبت به درجات صعود بشری که در آن وقت هر فردی به منتهی درجه لایق به خود رسیده؛

 شقی به منتهای شقاوت ، سعید به منتهی درجه سعادت فائز می گردد.

و اینکه یقین به آخرت را یکی از اوصاف و علائم تقوی قرار داده در صورتی که یقین به آخرت یکی از مصادیق ایمان به غیب بشمار می رود ظاهرا خصوصیت آن از جهت اهمیت

آن است زیرا یقین اخص علم و ایمان و اعتقاد است هر یقینی علم هست لکن هر علمی را یقین نمی گویند اعتقاد تقلیدی را اگر چه عرفا علم و اعتقاد گویند لکن چون علم اجمالی

بدون تحقیق است بلکه غالبا تصوری بیش نیست آن را “علم الیقین ” نمی گویند بلکه می توان گفت ایمانی که از روی بصیرت و دانستگی نباشد هرگز تصدیق که مناط اعتقاد و

ایمانست به درستی تحقق نپذیرد زیرا چنانچه در عرف می گویند تصدیق بلا تصور محال است کسی که در معارف مخصوصا در معاد و خصوصیات آن خصوص در قسمت جسمانی آن

هیچ تصوری نداشته باشد چگونه ممکن است تصدیق جزمی به آن پیدا نماید. چنانچه در کتاب معاد و آخرین سیر تذکر دادیم کسی می تواند اعتقاد جزمی و ایمان حقیقی به معاد

داشته باشد که مراتب سیرانسان را به اندازه ای بداند و به درجات تکامل آن فی الجمله پی ببرد تا آنکه “به علم الییقین ” بداند که بشر برای بقاء خلق شده نه برای فنا.

و نیز از روی حقیقت و بصیرت بفهمد که شالوده انسان و حقیقت بشری ترکیب شده از روح و جسم است نه جسم به تنهایی، انسان است و نه روح بدون جسد را توان انسان نامید،

جسد بی روح جماد است و جزء جمادات از قبیل سنگ و کلوخ محسوب می گردد و روح بدون جسد را نیز نمی توان حقیقا انسان نامید زیرا که روح بلا جسد داخل در مردات و از

زمره آنها بشمار می رود شخصیت و هویت انسان وقتی به کمال رسد که در قسمت روحانی و جسمانی در هر دو جهت کامل گردد.

کسانی که معاد را روحانی فقط دانندمثل بعضی از حکماء ، یا جسمانی فقط مثل بعضی از متشرعین ومتکلمین ، اینها در اشتباهند و کلام هیچ کدام از آنها صحیح نیست قول حق که

مطابق باشد با منطق و با براهین عقلی و نقلی همان است که دانشمندان و فضلای حکماء و متکلمین گفته اند که انسان در روز رستاخیز با روح و بدن وارد محشر می گردد و به

مردن، روح و بدن وی معدوم نمی گردد تا آنکه شبهه امتناع اعاده معدوم و شبهه آکل و مأکول و غیر آن پیش آید و تفصیل آن در کتاب معاد و آخرین سیر بشر تا اندازه ای درج

شده هرکس خواهدبه آنجا رجوع نماید.

پس از این بیانات معلوم شد سرّ یقین به آخرت را از خصوصیات و متفرعات تقوی به شمار اورده برا ی انست که تقوی از تأکد ایمان و از مرتبه “علم الیقین ” بلکه از “حق الیقین

” پدید می گردد این است که یکی از خصوصیات تقوی را یقین به آخرت محسوب گردانیده

(بانو مجتهد امین، مخزن العرفان)

درباره admin

و ما رأیت منه الا جمیلا... (حضرت زینب علیها السلام)همه جا همچون کوهی استوار خود را آماده کرده تا فرمان مطاع امام زمان خود را انجام دهد و بی دریغ در راه اطاعت او فرمان برداری کند و خدا می داند آن لحظه آخری که برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند با چه نیروی عجیبی خو را نگه می دارد و چگونه استقامت و بردباری از خود نشان می دهدکه امام حسین علیه السلام اسراری را به او می گوید ...(نگاهی کوتاه به زندگانی زینب کبری-سید هاشم رسولی محلاتی)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

رفتن به بالا